تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
مىتوان گفت امرى عدمى است زيرا در مفهومش عدم اخذ شده . 2 استعداد و امكان استعدادى چيزى ماوراء حقيقت ماده نيست يعنى ما يك استعداد جوهرى به نام هيولا و يك استعداد عرضى به نام قوه و امكان استعدادى نداريم و امكان استعدادى از مرتبه فقدان و نقص هيولا انتزاع مىشود و امرى قابل شدت و ضعف و حدوث و فنا نيست زيرا ماده اولى منبع جميع استعدادات است و از ناحيه صور تمانع و تضاد پيدا مىشود و حدوث و زوال و شدت و ضعف امكان استعدادى بالعرض و المجاز است و مربوط است حقيقتا به زوال و عدم زوال موانع . 3 استعداد و امكان استعدادى راجع است به سنخيت و مناسبت صور متعاقبه متصله و تهيؤ ماده چيزى جز مناسبت و سنخيت صور قبلى براى صور بعدى نيست بنا بر اين نظريه امكان استعدادى وجودى علىحده مغاير با وجود مستعد ندارد و به عبارت ديگر تهيؤ و متهيا دو حقيقت در خارج نيست و نظير علت و عليت هستند . البته بنا بر نظريه دوم نيز بايد سنخيت بين صور را پذيرفت و فقط بنا بر نظريه اول است كه لازم نيست سنخيت بين صور را بپذيريم بلكه هر صورتى فقط مقدمه است براى صورت بعدى يعنى زمينه را فراهم مىكند براى صورت بعدى و حيثيت تعليلى است براى حدوث استعداد براى صورت بعدى بنا بر دو نظريه اخير بايد فعليت را باقى دانست زيرا با رفتن هر فعليتى هيولا نسبتش با همه صور على السويه مىشود ولى مطابق نظريه اول با كون و فساد هم صحيح است زيرا هر صورتى مرجحى درست كرده براى صورت بعدى و به عبارت ديگر بنا بر نظريه اول مرجح هر صورتى از ناحيه صورت قبلى حادث مىشود
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 230 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى