تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
ولى بنا بر دو نظريه اخير هر صورتى خود مرجح صورت بعدى است . دو نظريه اخير از لحاظ منشا امكان استعدادى يعنى آن چيزى كه قابل شدت و ضعف است ولى بالتبع به هم نزديكند و فرق اين دو در مسئله ديگرى است و آن مسئله وجود هيولا است [ 1 ] حالا وقت آن است كه به حقيقت مطلب رسيدگى كنيم و بايد چند مطلب را تحقيق كنيم يكى راجع به اينكه آيا كيفيتى عارضى به نام قوه و استعداد طبق نظريه اول داريم يا نه دوم اينكه آيا حقيقت امكان استعدادى بنا بر دو نظريه اخير چيست آيا عين امكان ذاتى است و يا مفهومى است عدمى و اضافى مغاير با آن و بنا بر اينكه عين آن است پس تكليف شدت و ضعف و حدوث و فنا و عدم بقائش با ممكن چه مىشود در صورتى كه امكان ذاتى اينطور نيست ديگر اينكه اگر منكر نظريه اول شويم ديگر معناى خروج من القوه الى الفعل چه مىشود زيرا بنا بر نظريه سوم كه اساسا ما حقيقتى به نام قوه نداريم و بنا بر نظريه دوم هر چند هيولاى اولى محض القوه است ولى شك نيستكه در تكونات و حركات خروج از او به فعليت نيست زيرا او امرى باقى است و به قول حضرات ابداعى و ازلى و ابدى است و آيا در اين صورت معناى خروج از قوه به فعل را بايد خروج از نقص به كمال و از ضعف به شدت بدانيم و يا آنكه قوه را مرتبه شىء از آن جهت كه حد آن شىء بر او صادق است
هامش
[ 1 ] و چون معمولا قائل به وجود هيولا هستند پس مىتوان گفت دو نظريه بيشتر نيست . نظريه اول و دوم و نظريه اول با اصالت ماهيت و نظريه كون و فساد سازگار است و نظريه دوم با نظريه اصالت وجود و نظريه ففعليتهاى تدريجى .