بين ممكنات يكى از ادله متقنه اصالت وجود است و مىتوان شعر معروف حاجى كذا لزوم السبق فى العليه را به همين معنا ارجاع نمود كه بنا بر اصالت ماهيت و اينكه مناط احتياج به علت امكان ماهوى است همه ممكنات در صدور از ذات واجب على السويه است بلكه نسبت هر معلولى با هر علتى عين نسبت ساير معاليل است با آن علت و بالعكس و اساسا تفاوت امكانات و تشكيك در امكانات چه معنى دارد و البته خود آخوند قبلا گفته كه امكان ذاتى قابل شدت و ضعف نيست و حاجى هم در حاشيه توجيهى كرده ولى عين همين اشكال در امكان استعدادى نيز هست يعنى همان طورى كه تقدم و تاخر مراتب وجود در سلسله طولى ذاتى و مقوم مرتبه آنها است در سلسله عرضى و قوس صعودى نيز اين تقدم و تاخر و مرتبه آنها مقوم آنها است و اگر فرض كنيم فلان موجود در زمانى غير زمان خودش موجود شود خودش خودش نيست نه اينكه خودش خودش هست و شرط وجودش كه زائد بر وجودش است و امكان استعداديش كه مغاير با وجودش است موجود نيست حقيقت اينست كه شرائط و معدات و موانع براى حقائق وجوديه به اين معنى كه وجود شىء وجود شىء باشد و شرط اين وجود موجود نباشد ابدا معنى ندارد و اين مطلب زائيده اصالت ماهيت است و از قياس به امور اعتبارى و قانونى و قراردادى پيدا شده .
و اينكه در ذيل كلام مىگويد و هو ايضا هذا المعنى بالقياس الى نحو خاص من وجوده ظاهر اينست كه مىخواهد بگويد كه بعضى امور مثل صور و اعراض ممكن الوجود لذاته هستند ولى
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 224
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٤