تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
وجوب و فعليت بيشتر است و به واسطه سد باب اعدام و تحقق بعض شرائط امكان استعدادى كه كمال ما بالقوه من حيث هو بالقوه است حاصل مىشود و اين امكان كمال موجود است در ظرف خارج همان طورى كه امكان ذاتى كمال ماهيت معراه است در ظرف ذهن در مقابل امتناع كه نقص است و امكان ذاتى اوغل در خفاء است از امكان استعدادى زيرا امكان استعدادى از غير آن جهت كه بالقوه است بالفعل است سپس مثال به منى مىزند و در اينجا است كه حاجى اشكال معروف خود را مىكند . اينكه در اينجا امكان استعدادى را كمال ما بالقوه من حيث هو بالقوه خوانده ظاهرا نه به اين معنى است كه حركت را كمال اول ما بالقوه من حيث هو بالقوه خوانده‌اند و شايد مقصود اينست كه امكان استعدادى خود يك مرتبه فعليت ما بالقوه است خصوصا بنا بر اينكه امكان استعدادى خارجا با حامل خود و بلكه با صورت حامل خود يعنى موضوع خود مغاير نيست و از همين جا مىتوان حدس زد كه اعتراض حاجى بر مثال منى مبنى بر اينكه كلام در خود استعداد است كه عرض است نه در موضوع استعداد درست نيست كما لا يخفى . خلاصه آنكه ايرادى كه در اينجا بر آخوند وارد است در تصوير دو امكان است نه در تصوير خصوص امكان استعدادى زيرا تصوير امكان استعدادى آخوند قابل توجيه است . در آخر اين فصل اين قسمت را مىآورد و منهم من يرى ان المسمى بالامكان الاستعدادى هو بعينه الكيفيه [ 1 ] المزاجيه و غيرها
هامش
[ 1 ] و شايد از همين جهت هم كيف استعدادى خوانده شده .