قبل از حصول شرائط ممتنع الوجود لغيره مىباشند ولى دانسته شد كه اين تقسيم از اول درست نيست .
حاصل مطلب اينكه همان طورى كه تقدم و تاخر موجودات در سلسله طولى و مرتبه هر يك از آنها مقوم آنها است و معلل به چيزى نيست تقدم و تاخر و مرتبه موجودات در سلسله عرضى و قوس صعودى نيز چنين است در صفحه 118 فصلى تحت عنوان فى تحقيق اقتران الماده و الصوره منعقد كرده و در ضمن آن فصل مىگويد ماده در هر چيزى امرى مبهم و لا متحصل است و تحصلى جز تحصل قوه بودن اينكه مىشود چيز ديگر بشود ندارد و مثلا خشب مستعد سرير شدن هست ولى نه از جهت صوره خشبيه زيرا او از اين جهت حقيقتى از حقايق است و از اين جهت ماده چيزى نيست و ماده بودنش فقط از جنبه صلاحيت سرير شدنش هست و تعصى آن از چيز ديگر شدن مربوط به ماده نيست بلكه مربوط به فعليت و صورتى است كه دارد پس حقيقت خشبيه جهت نقصى دارد و جهت كمالى از جهت نقصش ابائى ندارد از شدن هيچ چيز و از جهت كمالش امتناع دارد كه كمال ديگرى بپذيرد و از اين دو جهت و حيثيت تركيبى در ذات سرير پيدا مىشود و مىگوئيم سرير مركب است از ماده اى و صورتى و هم حقيقت خشبيه مركب است از ماده و صورتى صورتش خشبيت است و ماده اش عناصر است ولى از آن جهت كه عناصر ارض و ماء و غيرهاند بل من حيث كونها مستعده بالامتزاج لان يصير جمادا او نباتا او حيوانا . . .
در صفحه 167 تحت عنوان فى العله العنصريه و اقسامها
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 225
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٥