تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
8 المركب من القابل و المقبول . 9 قوه القبول . 38 در اين عبارت كه گفته مىشود الحركه كمال اول لما بالقوه من حيث انه بالقوه مقصود از ما بالقوه شىء متحرك است كه حد غايت و فعليت مطلوبه بر آن صادق است و معنا ندارد كه ما مقصود از ما بالقوه را در اينجا فعليت مستقبله بگيريم زيرا فعليت مستقبله خود كمال ثانى است و از حاشيه آقاى آملى چنين استنباط مىشود كه ايشان ما بالقوه را فعليت لاحقه گرفته‌اند . 39 مجموع مطالب مقاله ده كه از متن استفاده مىشود اينست الف هر ماده اى صلاحيت هر صورتى را ندارد و اين مطلب از مثال پارچه و پيراهن كه در متن بيان شده استفاده مىشود و خلاصه اين مطلب اينكه مناسبتى ميان ماده كار و صورت كار لازم است . در اينجا بايد توضيح داد كه عدم صلاحيت هر ماده اى براى هر صورتى ممكن است فرض شود كه از ناحيه اين جهت است كه تباين ذاتى بين مواد موجود است و اشياء يك اختلاف ذاتى دارند و هر چيزى ماده اى براى صورتى معين ساخته شده و اين فرض تقريبا با اصالت مهيت و تباين ذاتى حقايق متناسب است هر چند تباين مواد قائل ندارد و قائلين به تباين ذوات از راه تباين صور به اين مطلب قائل هستند و ممكن است اين عدم صلاحيت از ناحيه تباين صور و تضاد صور فرض شود يعنى ماده در همه موارد يكسان و متحد الخاصيه و بلكه واحد بالشخص است و اين اختلاف مواد از
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 208 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى