خارج محمول از قبيل سنخيت فرض كنيم و اين خود يكى از اشكالات امكان استعدادى است اشكال مهم ديگر امكان استعدادى تسلسل است زيرا اگر كيفيتى باشد عارض بر محل مسبوق به امكان استعدادى قبلى است و هلم جرا .
در اينجا مىگويند سيب پس از سيب شدن ديگر سيب نمىشود مگر اينكه صورت سيب موجود را از خود دور كرده و با حركت و سير ديگرى دوباره سيب شود بعد از سيب شدن امكان سيب شدن كه يك صفت وجودى بود از بين رفت و ناچار بعد از رفتن صورت سيب بايد گفت امكان استعدادى دو مرتبه حادث مىشود و به حكم قاعده كل حادث مسبوق به ماده و مده بايد بگوئيم اين امكان استعدادى مسبوق به امكان استعدادى ديگرى است و نمىتوان گفت كه امكان استعدادى دوم در حال فعليت صورت سيبى موجود بوده و علاوه اين امكان استعدادى دوم در حال فعليت داشتن امكان استعدادى اول موجود نبوده و بعد حادث شده و هلم جرا رجوع شود به نمره 45 .
با آمدن صورت بعدى صورت قبلى از ميان مىرود با آمدن فعليت درخت صورت تخم كه امكان درخت را همراه داشت نيز از ميان مىرود .
در اينجا بايد بحث كرد كه اولا با از بين رفتن قوه درخت شدن و فعليت تخم بودن چه چيزى باقى مىماند كه حافظ وحدت باشد و ثانيا مقصود از بين رفتن در اينجا آيا اينست كه حد و ماهيت صورت اولى از بين مىرود به طورى كه به درخت سيب نمىشود
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١١