صلاحيت يك امر وجودى است .
به مناسبت اين دو بند بايد حقيقت ماده هيولى و صورت كاملا روشن و بحث ماده المواد پيش كشيده شود و خواص آن و دليل اثبات آن به آن معنى كه مشائين گفتهاند اثبات شود هر چند مطالب اين مقاله مبتنى بر اثبات هيولى به معنى خاص مشائى نيست و هيولى به معناى اعم كافى است ان الهيولى العم اعنى ما حمل . . . به مناسبت مطالب اين بند بايد از حقيقت اين صلاحيت و مناسبت كه هر حالت قبلى نسبت به حالت بعدى دارد بحث شود و به آنچه در كتب قدما در باب كيف استعدادى گفته شده و به اشكالاتى كه در اين زمينه هست بايد توجه شود و آيا مىتوان اين امكان استعدادى را چيزى شبيه به سنخيت على و معلولى دانست يا نه .
ج هر امكان استعدادى با آمدن مستعد له از ميان خواهد رفت زيرا با آمدن مستعد له معنى ندارد كه باز امكان حصول او موجود باشد زيرا تحصيل حاصل محال است و يكى از جهات فرق امكان ذاتى و امكان استعدادى همين است كه امكان ذاتى با آمدن فعليت امكانى وجود از بين نمىرود و ممكن تبديل به واجب نمىشود ولى امكان استعدادى از بين مىرود اشتراك اين دو امكان لفظى است و در اينجا بايد بحث كرد كه آيا از بين رفتن امكان استعدادى به اينست كه فانى و معدوم مىشود و يا آنكه تبديل به فعليت مىشود و اگر فعليت فعليت جوهرى باشد و از طرف ديگر ما امكان استعدادى را اضافه يا كيف بدانيم چگونه ممكن است كه عرض تبديل به صورت جوهرى بشود مگر اينكه اين صلاحيت را يك مفهوم انتزاعى و
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 210
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٠