تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ناحيه اختلاف حالات فعليه آن مواد است كه صور ناميده مىشود و ممكن است كه اين عدم صلاحيت را بالذات از ناحيه اختلاف امكانها و قوه ها و استعدادها دانست و شك نيست كه با فرض تساوى ماده و صورت در موارد مختلف اختلاف در قوه و استعداد معنى ندارد بلكه اختلاف در قوه و استعداد همان اختلاف در صلاحيت است و معنى ندارد كه اختلاف در صلاحيت را ناشى از اختلاف در صلاحيت بدانيم پس چون دو شق از اين سه شق را باطل دانستيم سومى متعين است يعنى بايد بگوئيم اختلاف در صلاحيتها كه همان اختلاف در استعدادات است از ناحيه اختلاف در صور پيدا مىشود . و ضمنا بايد دانست كه صور آورنده و حامل استعدادات نيستند بلكه بايد گفت نقش صور صرفا مانعيت و تصاحب و جلوگيرى از برخى استعدادات است يعنى ماده اى كه در تخم سيب است از آن جهت كه ماده و مايه است صلاحيت هر صورت و فعليت را دارد ولى با داشتن صورت تخم سيبى صرفا صلاحيت درخت سيب شدن را دارد و صلاحيت درخت انار و يا انسانيت را ندارد . ب اين صلاحيت و استعداد كه از لحاظ انتسابش به مستعد استعداد و از لحاظ انتسابش به مستعد له امكان استعدادى ناميده مىشود يك صفت وجودى است كه با آن ميان ماده و صورت پذيرفته خودش رابطه بر قرار مىشود در بند اول گفتيم ميان مواد و صور مناسبتى در كار است كه صلاحيت و استعداد و امكان استعدادى و قوه ناميده مىشود و در اين بند مىگوئيم كه اين