تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
. .
شرح
نسبت به ساير صورتها مانعيت دارد پس اينكه ديده مىشود در بعضى از مواد استعداد يك صورت معين هست و نه بيشتر و پنداشته مىشود اين استعداد يك امر وجودى است اشتباه است استعداد يك صورت معين داشتن معنىاش اينست كه صورت بالفعل اين شىء ماده اين شىء را كه قابليت هر صورتى را دارد از همه آن صورتها مانع است مگر از يك صورت بالخصوص مثلا در دانه گندم استعداد بوته گندم شدن است نه جو شدن و نه خرما شدن و نه انسان شدن و نه چيز ديگر وقتى كه به حقيقت مطلب برسيم چنين خواهيم يافت كه اين صورت بالفعل دانه گندم است كه نمىگذارد ماده اصلى كه در دانه گندم است جو يا خرما يا انسان بشود و فقط نسبت به بوته گندم شدن منعى ندارد يعنى صورت بالفعل دانه گندم همه راهها را بر روى ماده اصلى بسته است مگر راه بوته گندم شدن را پس بازگشت همه استعدادها به خالى از مانع است اينكه گفته مىشود در هيولاى اولى استعداد همه چيز بدون استثنا و بدون تفاوت و بدون ترجيح هست به معنى اينست كه او از لحاظ نقصان وجود و عدم تعين و فاقد بودن همه فعليتها در حدى است كه نسبت به هيچ چيز مانعيت ندارد و اينكه گفته مىشود در گندم يا هسته خرما يا نطفه انسان استعداد شىء خاص هست به معنى اينست كه در هر يك از اينها نسبت به هر صورت ديگر مانع وجود دارد جز نسبت به يك صورت بالخصوص . اين نظريه قابل قبول نيست پايه اصلى اين نظريه اينست كه اجسام در تحليل نهائى منتهى مىشوند به دو جزء كه يكى هيچ فعليتى ندارد جز فعليت قابليت و آن همان است كه ماده اصلى و هيولاى اولى ناميده مىشود و ديگرى صورت جسميه است كه حقيقتش بعد و امتداد است نظريه معروف ارسطوئى جوهرهاى پنجگانه نيز مبتنى بر همين اساس است برهان معروف فصل و وصل براى اثبات همين مدعا است . ولى ما اين عقيده را صحيح نمىدانيم به عقيده ما جسم قابل تحليل به ماده و صورت نيست و ماده و صورت اجزاء جسم مىباشند اما اجزاء تحليلى
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 17 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى