تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
.
شرح
بگوئيم طبيعت عين شدن است چيزى بايد باشد تا چيز ديگر بشود و يا چيزى هست كه همواره مىشود شدن نظام خاصى دارد يعنى هر چيزى صلاحيت و استعداد تبديل به هر چيز را ندارد فقط استعداد تبديل به شىء يا اشياء معينى را دارد و به اصطلاح فلسفى هر موجود بالفعلى استعداد هر حالت و هر صورتى را در آينده ندارد بلكه استعداد يك صورت معين را دارد مثلا گندم استعداد انسان شدن يا مرغ شدن ندارد فقط استعداد بوته گندم شدن دارد و از آن طرف هر حالت و صورت مفروض آينده امكان اينكه بدون ماده قبلى به وجود آيد يا امكان اينكه از هر ماده اى و در هر ماده اى به وجود آيد ندارد مثلا بوته گندم يا كودك انسانى كه در آينده بايد موجود شود امكان اينكه از دانه جو يا تخم مرغ به وجود آيد ندارد بلكه فقط امكان پيدايش از ماده مخصوصى را دارد . پس در هر ماده اى كه صورتى را مىپذيرد صفت مخصوصى وجود دارد و آن عبارت است از استعداد و قوه آن صورت و چون اين استعداد صفت آن ماده است آن ماده را حامل آن استعداد مىنامند اين استعداد و اين قوه در ماده ديگر وجود ندارد آنچه در ماده ديگر وجود دارد استعداد و قوه ديگرى است . از اينجا روشن مىشود كه ميان حاضر و آينده ارتباط برقرار است به اين معنى كه چنين نيست كه ميان آنچه هست و آنچه خواهد بود هيچگونه پيوندى وجود ندارد و همه آن چيزهائى كه هستند با همه آن چيزهائى كه خواهند بود رابطه و نسبت متساوى دارند و آن اينكه هيچكدام از آنها با هيچكدام از اينها نسبت ندارد بلكه بر عكس ميان هر قسمت از آنچه هست و هر قسمت از آنچه خواهد بود بلكه ميان هر فرد از آنچه هست و هر فرد از آنچه خواهد بود ارتباط و مناسبت خاصى برقرار است يك چيز خاصى كه هست فقط يك چيز خاصى كه خواهد بود مىشود نه هر چيزى از آنچه خواهد بود و همچنين يك چيز خاص از چيزهائى كه خواهد بود فقط در يك چيز خاص از چيزهائى كه هست زمينه دارد نه در همه آن چيزهائى كه هست .