بريده پيش دوزنده ببريد خواهد گفت از ده سانتيمتر پارچه پيراهنى در نمىآيد بلكه دست كم براى پيراهن اشخاص معمولى سه متر پارچه ضرورى است ده سانتيمتر پارچه را تنها به صورت سينه بند يك نوزادى مىتوان در آورد مفهوم سخن دوزنده اينست كه ماده اى پارچه كه براى دوختن يك پيراهن به كار برده مىشود قبلا بايد يك صفت وجودى [ 1 ] كه به واسطه آن شكل پيراهن به خود مىگيرد داشته باشد .
و اگر فرضا در مثال بالا به جاى پارچه يك ميز تحرير يا يك لوله آهنى پيش دوزنده برده پيراهن بخواهيد خنده دار خواهد بود .
اين وضع را درودگر با چوب و تخته كه ماده كارش مىباشد و همچنين آهنگر با آهن و مكانيسين با ماشين و مواد خام و . . . دارد .
هر ماده كار هر صورت كار را نمىپذيرد و هر راه به هر مقصد نمىرساند بلكه يك مناسبتى ميان ماده كار و صورت كار لازم است تا در زمينه آن ماده معين صورت معين را پذيرفته و به خود بگيرد اين خاصه نه تنها در صنعت است بلكه صنعت در بدرقه طبيعت ( 3 ) اين خاصه را نشان مىدهد .
شرح
پس اجمالا نتيجه مىگيريم كه علاوه بر اينكه وجود ماده شرط است هر ماده اى براى هر صورت صناعى كافى نيست تا بشود مصنوع مورد نظر را از آن ساخت[ 1 ] رجوع شود به پاورقى آخر مقاله صفحه 161 .( 3 ) آنچه قبلا گفته شد يعنى لزوم ماده قبلى و اينكه براى هر صورت ماده اى مخصوص ضرورى است نه هر ماده اى مخصوص صنعت نيست در طبيعت نيز جارى است در طبيعت نيز براى به وجود آمدن يك صورت