. .
شرح
يك عامل مخالف از حالت وسط و متعادل به يك حالت انحرافى رانده مىشوند ولى عكس العمل نشان مىدهند و در جهت مخالف آن حالت انحرافى سير مىكنند و از حد وسط گذشته به نقطه مقابل آن كه ضد آن است مىرسند بار ديگر در جهت همان حالت انحرافى اولى كه نيروى متضاد وارد كرده بود باز مىگردند ولى پس از نوساناتى در حد وسط استقرار مىيابند و البته در سطح بالاترى از آنچه قبلا بود زيرا در جريان نوسانها نيروهاى ذاتى شىء دائما در حال فعاليت بوده است .
اين سير تثليثى از چهار عامل سرچشمه مىگيرد 1 ميل طبيعى اشياء به تكامل و سير صعودى 2 خاصيت تضاد و برخورد با عوامل مخالف 3 قانون عمل و عكس العمل 4 تحريك نيروهاى داخلى به واسطه برخورد با عوامل مخالف .
يك مطلب ديگر هست كه نبايد ناگفته بماند و آن اينكه مساله توليد ضد ضد خود را ممكن است به شكلى باشد كه منجر به جريان تثليثى نشود جريان تثليثى همان طورى كه گفته شد در موردى است كه شىء تحت تاثير عامل مخالف خود از خارج قرار بگيرد و ضربه و نيروئى بر او وارد شود و او را در جهتى منحرف كند آنگاه عكس العمل ايجاد شده وضع مقابلى پديد آيد و در نهايت امر منجر به وضع مجامع گردد .
ولى جريان ديگرى در طبيعت هست كه هر چند كلى و عمومى و فلسفى نيست ولى در موارد خاصى وجود دارد كه اشياء اضداد خود را مىزايند و توليد مىنمايند شايد تعبير قرآن كريم در اين باره رساترين تعبير باشد * ( يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَيُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ و * ( يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ .
اين مطلب كه ضد مولد ضد خودش مىشود البته نه به اين معنى كه اين قانون عمومى جهان است و شامل همه اشياء است و يك جريان دائمى و لا ينقطع است از قديم مورد توجه فرزانگان بوده است مولوى رومى عالى گفته آنجا كه مىگويد