دوم پديد شده و نيازى به مرتبه سوم نيست و به حسب حس نيز مىيابيم كه جوجه در يكى از مثالهائى كه خودشان ذكر كردهاند خودش تكامل يافته تخم مرغ است و تخم مرغ در تكامل خود نيازمند به آمدن مرغ نمىباشد بلكه مرغ براى تخم كمالى است بالاى كمال . ( 35 ) و گويا اين دانشمندان پيش بينى اين محذور را نموده و براى جلوگيرى از آن گفتهاند كه همچنانكه اگر اثبات نقطه مبدا گرفته شد دو پايه ديگر در دنبال خود مىآورد اگر پايه دوم نيز اثبات گرفته شود دو پايه ديگر در دنبال خود خواهد آورد و در نتيجه نفى
شرح
( 35 ) اين ايراد [ 1 ] متوجه اين جهت است كه به فرض اينكه قبول كنيم كه جريان طبيعت بر اساس مثلث تز آنتىتز سنتز است تحقق تكامل وابسته به اين نيست كه هر سه مرحله طى شود بلكه با تحقق مرحله دوم حقيقت تكامل صورت گرفته است و مرحله سوم مرحله دوم تكامل است اين ايراد مبتنى بر ايراد اول است كه مرحله دوم نفى صرف نيست بلكه خود اثباتى است كه اثبات اول را در بر دارد و بر آن افزوده شده است و اگر بخواهيم به تعبير فلسفه خودمان مطلب را ادا كنيم بايد بگوئيم هر مرتبه قبلى قوه مرتبه بعدى است و هر مرحله بعدى فعليت مرحله قبلى است و انتقال موجود از مرحله قوه به مرحله فعليت عين تكامل است پس تكامل دو پايه بيشتر ندارد و ماهيت آن دو پايه قوه و فعل است نه اثبات و نفى اين ايراد نيز بر اساس اين است كه شدن را جمع نقيضين بدانيم نه بر آن جهت كه اشياء در داخل خود از نيروهاى متضادى تشكيل شدهاند[ 1 ] فرق اين ايراد با ايراد اول اينست كه ايراد اول مىگويد در مفهوم تكامل مفهومى زائد و جزئى زائد ( سه ركن ) اعتبار شده و حال آنكه تكامل دو ركن دارد . اين ايراد اينست كه لازمه اين سخن اينست كه مرحله اول در مرحله دوم بهره اى از تكامل نداشته باشد .