كرده نهايت اهميت به وى مىدهند و در همه مواردى كه نمايش حركت و پيشرفت تحول و تكامل در وى هست اجرا كرده قابل تطبيق مىدانند در جهان طبيعت در فكر در همه شئون اجتماعى
شرح
قبلا گفتيم كه اصطلاح اثبات يا تصديق نفى نفى در نفى مخصوص هگل است قبل از هگل مثلث تز آنتىتز سنتز تنها به صورت موضوع ضد موضوع تركيب بيان مىشد هگل بنا بر فرضيه اينكه تناقض اساس فكر و اشياء است آن را به صورت اثبات نفى نفى در نفى بيان كرد به عقيده هگل مفهوم شدن در عقل تركيبى است از مفهوم وجود و عدم همچنانكه واقعيت شدن نيز عبارت است از تركيب آن دو به عقيده هگل هستى هست ولى وجودى كه كاملا غير مشخص غير متعين باشد با عدم برابر است به طورى كه به دنبال اين تصديق نفى آن لازم مىآيد پس مىگوئيم هستى نيست اين نفى هم نفى مىشود و مرحله تركيب فرا مىرسد پس مىگوئيم هستى صورت پذيرفتن است .
هگل از اين جهت مثلت تز آنتىتز سنتز را به اين صورت در آورده است كه خواسته است مفهوم و واقعيت اشياء را بر اساس تناقض توضيح دهد .
در ما بعد الطبيعه پل فولكيه صفحه 308 مىگويد بنا به قول مشهور هگل هر امر معقول منطقى موجود واقع و هر موجود خارجى واقع معقول است نتيجه آنكه منطق به معنى علم فكر با ما بعد الطبيعه يا علم به وجود يكى است و براى تبيين واقع متابعت از سير و حركت روان كافى است .
روان به موجب سير تثليثى معروف كه وضع و وضع مقابل و وضع مجامع باشد پيش مىرود بدين وجه كه روان از مفهوم وجود نامتعين وضع شروع مىكند اما وجود نامتعين كه نه اين باشد و نه آن با لا وجود يكى است وضع مقابل و با صيرورت است كه اين دو مفهوم متقابل با هم جمع مىگردد وضع مجامع زيرا صيرورت كه همان خروج از لا وجود به وجود باشد از هر دو بهره ور است