اعتبارى و پندارهاى بى اثر هستند نسبت به همديگر مختلف هستند چنان كه هر دو مطلب دانسته شد و اين اختلاف و تباين از خارج سرچشمه مىگيرد ولى اختلاف خارجى چون اصيل و عين واقعيت خارج مىباشد ديگر پندارى و اعتبارى نخواهد بود .
شرح
منسوب به عرفا است .
عرفا در نظريات خود براهين و استدلالات عقلانى را كه مورد اعتماد فلاسفه است راهنماى خود قرار نمىدهند و يگانه راهنماى قابل اطمينان را مكاشفه و شهود مىدانند و صحت نظريه هاى خويش را از همان راه تضمين مىكنند و از اينكه آن نظريه ها با قواعد عقلانى وفق ندهد چندان ابائى ندارند زيرا معتقدند كه مرحله كشف فوق مرحله عقل است و خطاهاى عقل را در مرحله كشف مىتوان تصحيح كرد همان طورى كه مرحله عقل فوق مرحله حس است و ما خطاهاى بىحد و حصر حس را با عقل تصحيح مىكنيم .
عرفا در نظريه وحدت وجود نيز به همان اصول تكيه مىكنند و ملتزم نيستند كه با اصول عقلى يا حسى سازگار در آيد لكن گاهى براى الزام و افحام فلاسفه با اصول و قواعد عقلانى فلسفى نظريه فلاسفه را نقض و نظريه خويش را تاييد مىكنند و احيانا با طرز استدلال محكمى وارد ميدان مبارزه مىشوند كه فلاسفه را به زانو در مىآورند ما نحن فيه يكى از آن موارد است و روى همين جهت است كه ما نظريه عرفا را در اينجا آورديم .
استدلال عرفا بر وحدت وجود از راه مساوى بودن وجود با وجوب ذاتى و مساوى بودن وجوب ذاتى با وحدت من جميع الجهات است در حقيقت استدلال عرفا از دو مقدمه و يك نتيجه تشكيل شده به اين ترتيب 1 وجود مساوى با وجوب ذاتى است 2 وجوب ذاتى مساوى با وحدت من جميع الجهات است نتيجه پس وجود مساوى با وحدت من جميع الجهات است .
بلا ترديد هر دو مقدمه جالب تامل و تعمق بسيارى است راجع به اينكه آيا وجود مساوى با وجوب ذاتى است مقدمه اول يا نه در آخر اين مقاله اشاره اى شده و در مقاله هشتم كه از ضرورت و امكان بحث مىشود و مخصوصا در مقدمه مفصلى كه براى آن مقاله نوشته شده مشروحا بحث خواهد شد و راجع به اينكه آيا وجوب ذاتى مساوى با وحدت است مقدمه دوم يا