تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
چاله تاريك سفسطه . پس در مورد كنجكاوى از اصل واقعيت و احكام وى بيك رشته معلومات و تصديقات اوليه كه ما اضطرارا و خواه ناخواه آنها را پذيرفته‌ايم بايد دست زد . ما در برابر سوفسطى ايده آليست حقيقى كه به چيزى جز انديشه اعتراف نداشت و ندارد مىگوئيم زمين هست آسمان هست انسان هست درخت هست ماده هست قوه هست . . . يعنى هر يك از اين شمرده ها داراى واقعيت است البته اين واقعيت كه براى همه اثبات مىكنيم معنائى است غير از معناى هر يك از آنها و هم يك معنى است ( 1 ) و اگر چنانچه معنى موضوع و محمول در اين قضايا
شرح
( 1 ) اشاره است به دو مسئله از مسائل وجود كه يكى بنام مغايرت مفهومى وجود با ماهيت و يا بنام زيادت وجود بر ماهيت و ديگرى بنام اشتراك وجود خوانده مىشود . مسائل وجود كه به صورت دوازده مسئله در متن بيان شده برخى متعلق به عالم ذهن است يعنى جنبه ذهنى دارد و برخى متعلق به عالم خارج است و جنبه عينى دارد و برخى ذو جنبتين است و ما به ترتيب اين جنبه ها را در هر يك از آنها توضيح مىدهيم خواننده جلد اول و دوم اين كتاب متوجه اهميت تحقيق و بررسى ادراكات و اعمال و افعال ذهنى و رابطه شديد طرز تحقيق فلسفى با شناختن فعاليتها و طرز انديشه سازى ذهن شد و مشاهده كرد كه غالب مقالات گذشته بر محور مسائل ادراكى مىچرخيد در اين مقاله نيز كه از مسائل وجود بحث مىكنيم و سر و كار ما با خود واقعيت و هستى است باز به مسائلى بر مىخوريم كه با مسائل ادراكى مرتبط است . البته بر آشنايان به اين مباحث پوشيده نيست كه طرز تحقيق مسائل ادراكى در فلسفه با طرز تحقيق روانشناسى جديد كاملا متفاوت است نظر روانشناسى متوجه مطالعه درون و قوانين بوجود آمدن و از بين رفتن و روابط