مىباشند اگر چه فرقى در راه جذب و انجذاب دارند و هم مىتوان گفت كه انقسام علت به علت فاعلى و مادى درين موارد به مجرد اتفاق بوده و مانند حصول توارث و قابليت بقاء خود به خود بوجود آمده است
پاسخ
ما يك بار مانند كسانى كه اعتقاد به علت و معلول را بسته بتداعى معانى و تنها عادت ذهنى مىدانند در مورد علت و معلول تنها بنام گذارى قناعت كرده بدون اثبات رابطه حقيقى در هر جائى كه موجودى دنبال موجودى پيدا شود ( 1 ) پيشين را علت و پسين را معلول
شرح
كسى در يكى از مقدمات سه گانه خدشه وارد ساخت و مثلا نظر داد كه لزومى ندارد محرك غير از متحرك باشد يا آنكه معتقد شد بقاء عامل حركت به همراه حركت لازم نيست و يا آنكه دور يا تسلسل ممتنع نيست و يا اينكه فرض ارسطو مصداق دور و تسلسل نيست البته برهان ارسطو براى اثبات محرك اول ناقص خواهد ماند ما در مقاله 14 كه براهين فلاسفه را راجع باثبات صانع نقل و انتقاد مىكنيم در اطراف اين برهان نيز بحث خواهيم كرد و بهر حال موضوع وحدت محرك و متحرك از بزرگترين مسائل فلسفى است و بحسب نظر ماديين مانعى ندارد كه متحرك عينا همان محرك باشد ولى بحسب نظر ما ممتنع است كه محرك عينا همان متحرك باشد در متن نكات لازم بطور اشاره بيان شده و چون تحقيق كامل اين مطلب موقوف بر اين است كه از طرفى ماده و از طرفى ديگر حركت را كاملا بشناسيم ما در اينجا به همان اندازه كه در متن بيان شده قناعت مىكنيم و باقى را به عهده مقاله 10 مىگذاريم
( 1 ) براى تصديق و اذعان صحيح هر مسئله و قانون علمى اولين شرط اينست كه آن قانون و مسئله را خوب تصور كنيم بعد از آنكه خوب تصور كرديم حق داريم كه در مقام رد يا اثبات آن برآئيم و اين مطلب در همه مسائل نظرى جارى است و اختصاصى به فلسفه ندارد بسيار ديده مىشود كه اشخاص از يك مسئله دفاع مىكنند و يا بان حمله مىكنند ولى پس از بررسى معلوم مىشود تصور صحيحى از آن مسئله ندارند البته اشكالى