تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
و بايد دانست كه نسبت به اين دو نظريه نيز به نظر سطحى موارد نقض زيادى موجود است چه در خارج بسيار اتفاق مىافتد چندين فاعل دست بهم داده و فعلى را انجام دهند و يا يك فاعل چندين فعل بوجود آورده ولى بايد باريك بينى نموده و فهميد كه
شرح
هستند و همواره شرائط و مقدمات و علل معين نتائج و معلولات معين بدنبال خود مىآورد و تخلفى از اين لحاظ مشاهده نمىكند و از اينرو برايش قطعى مىشود كه هر چيزى خاصيت و استعداد خاصى دارد مخالف با خواص و استعداداتى كه ساير اشياء دارد انسان در اثر تجربه و استقراء يقين حاصل كرده كه هر يك از مواد معدنى و آلى خاصيتهاى مخصوص به خود دارد خاصيت آتش سوزاندن و خاصيت آب خاموش كردن آتش و خاصيت هوا قابليت تنفس است انسان در اثر تجربه در يافته است كه از گندم گندم مىرويد و از جو جو و از انسان انسان متولد مىشود و از اسب اسب و از گوسفند گوسفند و هيچگاه ممكن نيست كه كسى گندم بكارد و جو بر دهد يا آنكه اسب بچه الاغ بزايد پس انسان از اين استقراء جزئيات يك حكم كلى انتزاع مىكند آن حكم كلى اينست كه علل و مقدمات معين همواره معلولات و نتائج معين مىدهد . اين استدلال اگر هيچ مقدمه قياسى بان اضافه نشود ضعيف است زيرا اولا همانطورى كه در مقاله 5 گفتيم ذهن قادر نيست فقط با استقراء جزئيات بكشف يك قانون كلى نائل شود و در تمام مواردى كه ذهن در اثر استقراء و تجربه بكشف يك قانون كلى نائل مىشود برخى اصول عقلانى غير تجربى مداخله دارد و در آنجا ثابت كرديم كه از جمله اصولى كه همواره قوانين كلى تجربى متكى بقبول قبلى آنها است همانا اصل سنخيت على و معلولى است و واضح است كه اگر بنا بشود خود اين اصل نيز با تجربه ثابت شود مستلزم دور است مقاله 5 جلد دوم و ثانيا قوانين تجربى بطور كلى قطعيت ندارد زيرا زمينه تجربه كامل كه بشر بتواند جميع عوامل دخيله را تحت نظر بگيرد تقريبا غير ميسر است و لهذا قوانين تجربى متواليا نقض مىشود و تجربيات بعدى نقص تجربيات قبلى را روشن مىكند و اگر ما صرفا تجربيات گذشته را در مورد اصل سنخيت ملاك قرار دهيم تجربيات جديد علمى بشر در عالم ذرات كه مىنماياند طبيعت جريان متحد الشكلى را طى نمىكند آن