تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
لا ضرورت را در مسئله اولى كه اختيار ناميده بودند و منفى است براى اختيار كه در مسئله دومى است و حكم مثبت دارد حكم قرار داده‌اند پس از اين همه نقل و تبديل اولا حكم لا ضرورت يعنى
شرح
جلوه بدهند ماديين طبق همين عقيده مادى خود تاريخ بشر را بطور مادى توجيه و تفسير مىكنند يعنى هر عمل و هر وضع و هر نمود اجتماعى و هر حركت و تطور و انقلاب اجتماعى را صرفا مولود وضع مادى محيط مىدانند و شرائط مختلف محيط مادى را بوجود آورنده آن وضع و آن حالت مىدانند به عقيده ماديين پيدايش مرامها و مسلكها و مذاهب و سيستمهاى فلسفى و هنرها و دانشها در هر عصرى انعكاس وضع مخصوص حوائج مادى زندگانى بشر در آن عصر است و خلاصه نه تنها مايه عيش آدمى شكم است بلكه مايه فكر و عقل و علم و فلسفه و هنر و اخلاق و هر تجلى روحى و معنوى انسان همانا شكم و مانندهاى شكم است . ماديين براى اثبات عقيده جبرى خود به سفسطه هاى عجيبى متوسل مىشوند دكتر ارانى در جزوه جبر و اختيار پس از آنكه مقدمتا قانون عليت را بيان مىكند و مىگويد پيدايش حوادث طبق قوانين و نواميس معين على و معلولى صورت مىگيرد مىگويد در صورتى كه در طبيعت هيچ امرى بدون علت و دليل واقع نمىشود و عموم حوادث مبتنى بر قوانين معين و نظام مسلمى هستند و تشريح كرديم مقصود از قانون يا ناموس چيست بايد ديد اين نواميس جبرى هستند يا اختيارى يعنى آيا قوانين عالم بايد حتما اينطور باشند يا ممكن بود به شكل ديگر درآيند بعبارت ديگر دنياى فعلى واجب است يا ممكن جواب اين سؤال واضح است زيرا در صورتى كه قبول كرديم هر امرى را علتى و هر علتى را معلولى است يعنى همواره متعاقب هر موقعيت و علل معينى نتائج معين مىآيد نمىتوانيم تصور كنيم كه دنيا ممكن باشد زيرا در اين صورت لازم مىشود سلسله علت و معلولى خود را در جائى متوقف پنداريم و اين مخالف اصلى است كه فوقا قبول نموده‌ايم زيرا بايد آن محل توقف را معلول بىعلت بدانيم و اين منطقا محال است پس از اينجا اينطور نتيجه مىگيريم كه در طبيعت اعجاز نيست . . . . اولا موضوع جبر و اختيار كه مربوط به كيفيت صدور افعال انسان از انسان است و ده ها قرن سابقه بحث فلسفى دارد چه ربطى دارد به اينكه ما بگوئيم آيا قوانين عالم بايستى حتما اينطور باشند يا ممكن بود به شكل ديگر