اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 172
انتخاب كننده فعل را در انسان ايجاد مىكند پس انسان فعل را با اراده انتخاب مىكند ولى در اراده تحت تاثير علتى خارج از خودش است و اينست معنى امر بين امرين كه ميان دو قول جبر و تفويض گفت از باغ خدا بنده خدا مىخورد خرما كه حق كردش عطا پس به بستش سخت آن دم بر درخت مىزدش بر پشت و پهلو چوب سخت گفت آخر از خدا شمى بدار مىكشى اين بى گنه را زار زار گفت كز چوب خدا اين بنده اش مىزند بر پشت ديگر بنده خوش چوب حق و پشت و پهلو آن او من غلام و آلت فرمان او گفت توبه كردم از جبر اى عيار اختيار است اختيار است اختيار جبر و اختيار و اخلاق مسئله جبر و اختيار از نظر تربيت و اخلاق از جنبه خاصى مورد مطالعه قرار مىگيرد و آن اينكه آيا سجايا و ملكات روحى انسان قابل تغيير و تبديل هست يا نيست تمام سيستمهاى اخلاقى با همه اختلافاتى كه از لحاظ هدف و وسيله با يكديگر دارند يك مطلب را بعنوان اصل مسلم پذيرفتهاند و آن اينكه سجايا و ملكات روحى انسان قابل تغيير است و ممكن است عادت جاى طبيعت را بگيرد علماء اخلاق مىگويند تربيت عبارت است از فن تشكيل عادت و عادت براى بشر طبيعت ثانيه مىشود معناى اين جمله اينست كه ساختمان روحى انسان قابل انعطاف است و هر حالت جديدى كه بوى بدهند و مدتى ادامه بدهند آن حالت جديد صفت راسخه مىشود در مقابل اين نظريه نظريه كسانى است كه بسرشت و طينتهاى غير قابل تغيير قائلند و اثر اخلاق و تربيت را در مزاج آن كس كه سرشت نيك ندارد صفر مىدانند و معتقدند كه تربيت نااهل را چون گردكان بر گنبد است به عقيده اين دسته امزجه روحى بشر عينا مانند طبايع مخصوص نباتات و جمادات و حيوانات است و همانطورى كه هرگز شاخ بيد بر ندهد و نى بوريا شكر ندهد و زمين شوره سنبل بر نياورد و آهن بد شمشير نيك نشود آدم بدسرشت و زشت طينت و بدگوهر نيز پاك نهاد و پاكيزه نفس نشود و مصدر اعمال نيك نگردد و آن كس كه سرشت او را بد آفريدند تغيير سرشت نخواهد داد . گليم بخت كسى را كه بافتند سياه باب زمزم و كوثر سفيد نتوان كرد مولوى از زبان منكرين انبيا كه منكر تاثير تربيت و ارشاد بودند