تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
و جز آنها كه افعال ما تاثيرى در وجود آنها نداشته و فقط وابسته بعلل و اسباب خود مىباشند
شرح
در عين اينكه در حركات خويش آزاد و مختار است و طبيعت بوى ميدان داده و مسير معينى را براى وى تعيين نكرده است و تعيين مسير را به اراده خود حيوان واگذار كرده است اين تعيين ارادى و اختيارى و انتخابى حيوان همواره با اشاره غريزه صورت مىگيرد و بيش از اين حيوان آزادى ندارد . ولى در انسان اين محدوديت نيز از بين رفته است انسان علاوه بر آنكه از لحاظ تنوع و تكامل غرائز و تمايلات غنىتر است از حيوان يعنى تمايلات درونى انسان منحصر به تمايل جلب غذا و آب و تمايل جنسى و چند تمايل محدود ديگر نيست بلكه چندين تمايل عالى بالاختصاص در انسان وجود دارد كه در حيوان نيست از قبيل تمايلات زيبائى و تمايلات اخلاقى و تمايل حقيقت جوئى حكومت مستبدانه و بلا شرط غرائز نيز در انسان وجود ندارد زيرا يك اختلاف فاحش بين طرز فعاليت انسان و فعاليت حيوان موجود است كه موجب شده حكومت مستبدانه و بلا شرط تمايلات و غرائز از بين برود و حكومت مشروط و مقرون به آزادى روى كار بيايد اين اختلاف فاحش روى اين جهت است كه نوع فعاليت حيوان التذاذى است و نوع فعاليت انسان تدبيرى . در پاورقىهاى جلد دوم اين كتاب فرق بين فعاليت التذاذى و تدبيرى را بيان كرديم و بر سبيل احتمال گفتيم كه هر چند هنوز كنه فعاليتهاى غريزى حيوان كشف نشده ولى باقرب احتمال حتى عجيبترين اعمال دقيق غريزى حيوانات از قبيل اعمال مورچه گان و زنبور عسل از نوع فعاليت التذاذى است نه فعاليت تدبيرى . فعاليت تدبيرى انسان به اين نحو است كه صرف مورد موافقت قرار گرفتن يك عملى با بعضى تمايلات كافى نيست براى اينكه قوه اراده در صدد اجرا بر آيد و انسان را وادار به عمل كند بلكه بعد از اينكه تصور مطلوبى كه موافقت با يكى از تمايلات دارد پيش آمد انسان روى استعداد مخصوص خود به سنجش و مقايسه و مال انديشى مىپردازد و سوابق ذهنى خود را دخالت مىدهد و قوه پيش بينى خود را به كار مىاندازد و در نتيجه جميع لوازم و نتائج منطقى كه ممكن است اين عمل در بر داشته باشد تا حد امكان در نظر مىگيرد و انواع و اقسام فوائد و مضار متصوره آن شىء را مىسنجد اگر