تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
اينكه قوائى كه بر وى كارگر مىافتند مجبورش سازند كه حالت سكون يا حركت خود را تغيير دهد كه از روى آزمايشهاى غير قابل رد تهيه كرده منافى است . ( 1 ) زيرا بديهى است كه در حركت دائمى محرك اولى از ميان رفته با اين همه حركت باقى است .
شرح
( 1 ) در پاسخ آخرين اشكالى كه گذشت سخن به اينجا رسيد كه مواردى كه معمولا بعنوان شاهد و مثال آورده مىشود براى اينكه معلول بعد از علت و فعل بعد از فاعل باقى مانده است از قبيل پدر و فرزند بناء و ساختمان ساعتساز و ساعت نظر مسامحى عرفى بجاى نظر دقيق عقلى به كار رفته و به آنچه صرفا از نظر عرف علت و معلول و فاعل و فعل شناخته مىشود استناد شده از نظر عرفى مسامحى البته ساختمان كار بناء و ساعت كار كارخانه ساعت سازى و فرزند كار پدر است ولى از نظر دقيق عقلى هيچيك از اينها كار هيچيك از امور نامبرده نيست زيرا مجموعه موادى كه وجود فرزند يا ساختمان يا ساعت را تشكيل داده است با خواص فيزيكى يا شيمياوى يا حياتى كه در اين مواد هست هيچكدام مخلوق و معلول پدر يا بناء يا كارخانه ساعت سازى نيست كار هر يك از عوامل نامبرده دخل و تصرفهايى است كه در مواد موجود اين جهان به عمل مىآورند و اين دخل و تصرفها عبارت است از يك سلسله حركاتى كه با نظم معين از آنها سرمىزند و البته نتيجه اين حركات با نظم معينى كه صورت مىگيرد با در نظر گرفتن عوامل فيزيكى و شيمياوى و حياتى كه در اين دنياى عظيم موجود است پيدايش يكدستگاه ماشينى يا يك مركب شيمياوى يا يك موجود ذى حيات است پس امور نامبرده كه ما با نظر عرفى مسامحى آنها را فاعل فرزند يا ساختمان يا ساعت مىناميم در حقيقت فاعل يك سلسله حركاتى هستند كه قائم بانها است و البته نسبت به اين حركات كه فعل واقعى اين فاعلها و معلول واقعى اين علتها هستند قاعده عقلى فلسفى ما يعنى اينكه حدوثا و بقاء نيازمند به علت است جارى است زيرا محال است كه حركتى پيدا شود و فاعل مباشر آن حركت از بين برود و آن حركت بتواند بوجود خود ادامه دهد . همين كه سخن به اينجا رسيد اشكال تازه اى پيش مىآيد و آن همان آخرين اشكالى است كه در متن بيان شده توضيح آن اينكه در علم الحركات و فيزيك جديد با شواهد و دلائل عملى و تجربى انكار ناپذيرى ثابت شده كه ادامه حركت مستلزم بقاء فاعل حركت نيست و رسما تاييد شده كه نظريه احتياج حركت بمحرك دائمى كه يك نظريه ارسطوئى است يعنى اولين بار توسط ارسطو