و بسيار روشن است كه همه اين احوال و شرايط بىواسطه و مستقيما با خود نوزاد معلول پديده تازه سر و كار نداشته بلكه مختلف بوده و برخى از آنها شرط شرط و برخى شرط شرط شرط مىباشد چنان كه انجام يافتن عمل تناسلى ارتباط مستقيم و بلا فاصله اى كه دارد با استقرار منى در رحم است نه با تولد نوزاد .
تنها در ميان اجزاء علت آنهائى كه تماس مستقيم با معلول دارند با نابود شدن آنها پديده معلول موجود نخواهد بود چنان كه اگر ماده اى را كه نوزاد با وى موجود است و يا صورت نوزاد انسانى را و يا كننده اين كار را يعنى فاعل تركيب را معدوم فرض كنيم نوزادى در ميان نخواهد بود انسان نوزاد بىماده معنى ندارد و همچنين ماده اى كه صورت نوزاد انسانى را ندارد انسان نخواهد بود و همچنين فاعل كار تركيب هر گاه دست از كار بكشد كار همان جا متوقف و نيمه خواهد ماند پس در هر حال وجود
شرح
با بقاى آن حركات كه معلولات واقعى وجود آنها است شرط است و از همين جا مىتوان فهميد كه بنا بر اصل حركت و تكامل ذاتى اشياء و اينكه وجود هر موجودى از موجودات طبيعت يك وجود سيال و متغير و متحركى است و هويت اين موجودات را حركت تشكيل مىدهد و بنا بر نظريه فوق كه حركت حادثه اى است كه علاوه بر شرايط و معدات و مجارى و مراحل بمحرك و فاعل مباشر نيازمند است وجود يك محرك دائم و باقى و مباشر را بايد تصديق و اذعان نمود تفصيل اين مطلب در مقاله 10 كه مستقيما از حركت و زمان بحث مىشود خواهد آمد .
اشكال نظريه فيزيكى نيوتن كه با تجربه هاى غير قابل انكارى تائيد شده و مىگويد هر جسمى هميشه . . . مناقض استدلالات عقلانى فوق است و بديهى است كه هر گاه يك قاعده عقلانى مناقض تجربيات دقيق در آيد اعتبارى ندارد .
پاسخ پاسخ اين اشكال را در پاورقى بعدى توضيح خواهيم داد