تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
پاسخ با چشمپوشى از اينكه اين فرضيه تنها حدس بوده كه دانشمند مزبور از تامل در اختلاف حركات با اختلاف عوائق زده است و غير قابل آزمايش مىباشد زيرا حركت بر عائق هيچگاه پيدا نمىشود براى اينكه فرض يك جسم تنها در جهان هستى با فرض
شرح
ابراز شده صد در صد مخالف تجربيات دقيقى است كه از سيصد سال پيش تا كنون به عمل آمده پايه مكانيك و فيزيك جديد روى قانون جبر گاليله و نيوتن است كه درست نقطه مقابل نظريه ارسطوئى است و بديهى است كه هر جا كه حكم عقل بر خلاف مشاهدات تجربى در آيد و علم بر خلاف فلسفه فتوى دهد بايد فتواى عقل و فلسفه را به كنارى گذاشت و از علم و تجربه پيروى نمود . در كتاب خلاصه فلسفى نظريه اينشتاين ترجمه آقاى احمد آرام مىنويسد يكى از مسائلى كه در نتيجه بغرنجى و پيچيدگى هزاران سال در تاريكى كامل مانده بود مسئله حركت است . . . جسم ساكنى را در محل بى حركتى در نظر مىگيريم براى تغيير وضع دادن به چنين جسمى لازم است مؤثر خارجى بر آن اثر كند و آن را به جلو براند يا بردارد ما با تصور غريزى و الهامى خويش حركت را وابسته به اعمالى چون راندن و بلند كردن و كشيدن ميدانيم تكرار تجربه ما را در اين خطر مىاندازد كه فكر كنيم براى آنكه جسمى تندتر حركت كند بايد آن را سختتر برانيم طبيعتا چنين به نظر ما مىرسد كه هر چه عامل مؤثر در حركت شديدتر باشد سرعت بيشترى نتيجه آن خواهد شد . . . اين طرز استدلال غريزى در باره حركت باطل است و همين نوع تفكر سبب شد كه قرنهاى زيادى تصور ما نسبت به مسئله حركت غلط بماند شايد شخصيت ارسطو كه مدتهاى مديد مقتدرترين مقام علم را در اروپا داشت علت اساسى پايدارى اين تصور غلط و الهامى بوده باشد در كتاب مكانيكى كه منسوب به او است و دو هزار سال از عمرش مىگذرد چنين مىخوانيم جسم متحرك موقعى به حالت سكون در مىآيد كه قوه اى كه آن را در امتداد خود به حركت واداشته است نتواند ديگر تاثير كند و آن را براند اكتشاف روش استدلال علمى و به كار انداختن آن بوسيله گاليله يكى از بزرگترين پيشرفتهاى فكر بشر است و آغاز حقيقى علم فيزيك را بايد از همان موقع دانست . . . حال ببينيم آيا در مسئله حركت براستى نداى ضمير ما را به اشتباه انداخته است فرض كنيم كسى كه در امتداد جاده صافى ارابه دستى را
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 134 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى