تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
هر پديده كه پديدار مىشود علتى دارد و اگر اين علت نبود پديده مفروض نيز نبود . اگر به درى بسته فشار آورديم و باز نشد بر مىگرديم و از گوشه و كنار به جستجو مىپردازيم يعنى مىخواهيم بفهميم چه كم و كاستى در علت باز شدن در پيدا شده كه در باز نمىشود چه اگر چنين كم و كاستى نبود فشار دست با بقيه شرايط حتما . ( 1 ) در را باز مىكرد و همچنين
شرح
مربوط خواهند بود و البته در اين صورت هيچ قانون و ناموسى هم وجود خارجى نخواهد داشت زيرا همه قوانين و نواميس حاكم بر طبيعت كيفيتهاى خاص على و معلولى اشياء است و در اين فرض علم نيز معنا ندارد زيرا علم عبارت است از بيان قوانين و نواميس و روابط واقعى بين اشياء و اگر بين هيچ چيزى با چيز ديگر رابطه اى وجود نداشته باشد علمى هم وجود نخواهد داشت پس قانون عليت و معلوليت پايه و اساس علم است و كسانى كه از طرفى خود را منكر قانون عليت و معلوليت نشان ميدهند و در عين حال مقام علم را نيز مىخواهند حفظ كنند راه بيهوده مىروند . اين قانون از پر ارزشترين قوانين مورد استفاده فلسفه الهى است و در همين مقاله اشاره خواهد شد كه همين قانون با ساير قوانين منشعبه از آن است كه ما را ملزم مىكند كه تمام رشته هاى على و معلولى را منتهى بيك ذات كامل و غير معلول بدانيم و همه نظامات را تحت نظام واحد و قائم بذات واحد بشناسيم ( 1 ) يكى از قوانينى كه از قانون عليت و معلوليت منشعب مىشود قانون جبر على و معلولى است يعنى اينكه علت ضرورت دهنده به معلول است و هر معلولى بوجود آمدنش و مختصات وجوديش همه ضرورى و قطعى و غير قابل اجتناب است . در مقدمه اين مقاله نظريه هاى مختلفى كه در باره اين قانون فرعى ابراز شده نقل كرديم و يك برهان ساده نيز بر صحت اين قانون اقامه كرديم . عجب اينست كه در عين اينكه ان قانون از قوانينى است كه هنگامى كه به صورت يك قانون كلى و عمومى بر اذهان عرضه مىشود موجب استيحاش مىشود و صعب القبول جلوه مىكند و تمرين و ممارستهاى برهانى زيادى لازم است تا اين استيحاش وهمى از بين برود در عين حال هر كسى در شعور مخفى