استحاله مىباشد چنان كه مىگوييم سلب واقعيت از خودش ضرورى العدم و ممتنع و محال مىباشد بيان ديگر از جمله بديهياتى كه ما كوچكترين شك و ترديد در وى روا نداشته و مؤثرترين سلاح علمى خود ميدانيم قانون عليت و معلوليت است ( 1 ) هر حادثه علتى دارد .
شرح
موضوعى ضرورى و ازلى و ابدى است و هر محمولى كه با موضوعى انتساب پيدا كرد ازلا چنين بوده است و تا ابد چنين خواهد بود و محال است كه خلاف آن صورت گيرد و حال آنكه اگر دكتر ارانى به يك نفر كه فى الجمله از منطق اطلاعاتى داشت مراجعه كرده بود چنين سند فضاحتى بدست نمىداد مثال برف و سفيدى مثالى است كه از پيش خود اختراع كرده است مثالهاى ضرورت همانطورى كه منطقيين تصريح كرده و مىكنند منحصر است به موارد نسبت ذات ماهيت به خودش انسان انسان است مثلث مثلث است و موارد نسبت اجزاء ذات ماهيت به ماهيت انسان حيوان است مثلث شكل است و موارد لوازم ذاتى ماهيت به ماهيت هر انسانى شاغل مكان است مثلث مجموعه زوايايش مساوى با دو قائمه است و چنان كه واضح است معناى اين قضايا اين نيست كه انسان هميشه انسان است و بيك حال باقى مىماند و مثلث هميشه مثلث است و بيك حال باقى مىماند بلكه معناى اين ضرورت صرفا اينست كه هر چيزى كه انسان بود ما دامى كه انسان بودنش محفوظ است محال است كه انسان نباشد سلب شىء از نفس يا حيوان نباشد يا شاغل مكان نباشد و همچنين مثال مثلث . . .
( 1 ) در مقدمه اين مقاله قانون عليت و معلوليت را تعريف كرديم و گفتيم كه مطابق اين قانون هر حادثه اى كه پديد مىآيد علتى دارد و وقوع صدفه و اتفاق محال است .
اگر بين اشياء رابطه على و معلولى نباشد خواه از آن جهت كه وقوع همه حوادث روى صدفه و اتفاق باشد و خواه از آن جهت كه همه موجودات واجب الوجود بالذات و مستغنى از علت بوده باشند قهرا هيچ رابطه اى بين هيچ موجودى و موجود ديگر نخواهد بود و همه از يكديگر بيگانه و جدا و غير