تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
اين حال يك نسبت پندارى بنام نيست ( 1 ) در برابر نسبت خارجى است پيدا مىشود و مقارن اين حال دو قضيه درست شده اين سياهى اين سياهى است و اين سفيدى اين سياهى نيست و
شرح
( 1 ) يكى از امورى كه در منطق و در علم النفس مورد توجه است توضيح ماهيت قضيه و تشريح اجزائى است كه هر قضيه موجبه يا سالبه مشتمل بر آنها است . در اين مورد فرضيه ها و نظريه هاى زيادى هست هر چند اين نظريه ها ارزش منطقى و فلسفى زيادى ندارد ولى چون بعضى از اين نظريه ها مبتنى بر ملاحظات دقيق نفسانى است و با باريكبينى زيادى اعمال ذهنى و چگونگى و ترتيب آن اعمال در تشكيل قضايا مطالعه شده است ما مجموع آن نظريه ها را براى كسانى كه باصطلاحات منطقى آشنا هستند و مايلند بيان مىكنيم و از ايراداتى كه بهر يك مىتوان وارد كرد خوددارى مىكنيم و مقدمتا از يك اشتباه كوچك جلوگيرى مىكنيم و آن اينكه آنچه بالذات مورد توجه منطق يا روانشناسى است قضيه ذهنيه است و اگر از تعبير لفظى آن قضيه ملفوظه سخنى به ميان آيد بالتبع و بالعرض است . در قضيه موجبه سه نظريه است الف قضيه موجبه مشتمل بر چهار جزء است موضوع محمول نسبت حكميه حكم يعنى ذهن موضوع و محمول و نسبت اتحادى اين دو را تصور مىكند و حكم كه يكنوع فعل نفسانى است و نظر بخارج دارد خارجيت آن نسبت تصور شده را در ذهن تثبيت مىكند از كلمات ابن سينا و صدر المتالهين انتخاب اين نظريه استفاده مىشود . ب قضيه موجبه مشتمل بر سه جزء است موضوع محمول حكم يا نسبت حكميه تصور موضوع و محمول كافى است كه ذهن براى حكم كردن آماده شود و حكم به اتحاد اين دو در ظرف خارج بكند همچنانكه قضيه لفظيه نيز كه مرحله تعبير آن معانى ذهنيه است زيد ايستاده است بيش از سه جزء ندارد مطابق اين نظريه حكم و نسبت حكميه دو چيز نيستند بلكه عين يكديگرند متاخرين منطقيين اسلامى غالبا اين نظريه را انتخاب كرده‌اند . ج قضيه موجبه فقط مشتمل بر دو جزء است موضوع و محمول آنجا كه ذهن قضاوت مىكند كه مثلا زيد قائم است نه اينست كه واقعا علاوه بر تصور زيد و تصور قيام يك عنصر نفسانى ديگرى بنام حكم وجود پيدا مىكند
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 51 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى