تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
نمائى و كاشفيت علم و ادراك نيل به واقعيتى لازم است يعنى در مورد هر علم حصولى علمى حضورى موجود است پس از روى همين نظر مىتوان دائره برهان را وسيعتر گرفت و از براى نتيجه عموم بيشترى بدست آورد مىگوييم چون هر علم و ادراك مفروضى خاصه كشف از خارج و بيرون نمائى را داشته و صورت وى مىباشد
شرح
اين مقالات به فرق اين دو اشاره شده است . علم حصولى يعنى علمى كه واقعيت علم با واقعيت معلوم دو تا است مثل علم ما به زمين و آسمان و درخت و انسانهاى ديگر ما به اين اشياء علم داريم يعنى از هر يك از آنها تصورى پيش خود داريم و بوسيله آن تصورات كه صورتهائى مطابق آن واقعيتها هستند آن واقعيتها را مىيابيم در اينجا واقعيت علم تصويرى است كه در ذهن ما موجود است و واقعيت معلوم ذاتى است كه مستقل از وجود ما در خارج موجود است مثلا ما صورتى از چهره فلان رفيق در حافظه خود داريم و هر وقت بخواهيم بوسيله احضار و مورد توجه قرار دادن آن صورت چهره رفيق خود را ملاحظه مىكنيم بديهى است كه آن چيزى كه پيش ما حاضر است و در حافظه ما جا دارد صورتى است از چهره رفيق ما نه واقعيت چهره رفيق ما . علم حضورى آن است كه واقعيت معلوم عين واقعيت علم است و شىء ادراك كننده بدون وساطت تصوير ذهنى شخصيت واقعى معلوم را مىيابد مثل آن وقتى كه اراده كارى مىكنيم و تصميم مىگيريم يا آن وقتى كه لذت يا اندوهى بما دست مىدهد واقعيت اراده و تصميم و لذت بر ما هويدا است و ما در آن حال بدون وساطت تصوير ذهنى آن حالات مخصوص را مىيابيم . اين فرق علم حصولى با علم حضورى در ناحيه علم و معلوم بود يك فرق ديگر بين اين دو در ناحيه عالم است و آن اينكه در علم حضورى قوه مخصوص و آلت مخصوصى دخالت نمىكند بلكه عالم با ذات و واقعيت خود واقعيت معلوم را مىيابد و اما در علم حصولى يك قوه مخصوصى از قواى مختلف نفسانى كه كارش صورتگيرى و تصوير سازى است دخالت مىكند و صورتى تهيه مىنمايد و نفس بوساطت آن قوه عالم مىشود مثلا در حالى كه شخص اراده مىكند و اراده خود را حضورا مىيابد با ذات و واقعيت خود واقعيت اراده را مىيابد يعنى آن چيزى كه اراده را مىيابد همان خود من است بلا واسطه و نفس تمام واقعيتهاى نفسانى مربوط به جنبه هاى مختلف ادراكى و شوقى و
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 35 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى