تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
است كه بواسطه سلب منشايت آثار به علم حصولى تبديل مىشود و در اين تعقيب نظرى چون سر و كار ما با علم حضورى است يعنى علمى كه معلوم وى با واقعيت خارجى خود نه با صورت و عكس پيش عالم حاضر است يعنى عالم با واقعيت خود واقعيت معلوم را يافته و بديهى است كه چيزى كه غير ما و خارج از ما است عين ما و داخل واقعيت ما نخواهد بود و ناچار واقعيت هر چيز را بيابيم يا عين وجود ما و يا از مراتب ملحقه وجود ما بايد بوده باشد ( 1 ) پس خواه و ناخواه بايد خودمان را يعنى علم خودمان
شرح
اندوه خود خبر ندارد بعد كه بتدريج دستگاه ذهن وى به كار افتاد و با جمع و تهيه صور اشياء خارجى از راه حواس ذهنش قوى و غنى شد به خود رجوع مىكند و تصورى از من و تصورهائى از حالات نفسانى خود تهيه مىنمايد . ج شك و يقين و تصور و تصديق و خطا و صواب و حافظه و توجه و تفكر و تعقل و استدلال و تعبير لفظى و تفهيم و تفهم و فلسفه و علوم همه مربوط به علمهاى حصولى و بعبارت ديگر مربوط به عالم مخصوص ذهن است كه عالم صور اشياء است و در مورد علمهاى حضورى هيچيك از معانى بالا معنا ندارد . در خاتمه يادآورى مىكنيم كه دقت براى فهميدن حقيقت علم حضورى و فرق گذاشتن صحيح آن با علم حصولى مهمترين شرط لازم فهميدن نظريه بالا و يك سلسله نظريات ديگرى است كه فلاسفه بزرگ در مباحث مربوط به تجرد نفس و اتحاد عاقل و معقول و وحدت جمع الجمعى نفس به ثبوت رسانيده‌اند حتى در ميان فلاسفه كمتر اتفاق مىافتد كه لغزشهائى در اين مورد حاصل نشده باشد تمرين و مطالعه و تعمق زيادى لازم است تا مطلب روشن شود ( 1 ) در اينجا به مناط و ملاك علم حضورى اشاره شده است سابقا معناى علم حضورى و فرق آن با علم حصولى را بيان كرديم و نيز گفتيم كه مبنا و ماخذ تمام علمهاى عادى و تصورهاى معمولى كه از آنها به علم حصولى تعبير مىشود علمهاى حضورى است و همه آنها از آنجا سرچشمه مىگيرند . حالا بايد بدانيم كه ملاك علم حضورى چيست يعنى چطور مىشود كه يك شىء براى نفس ما با علم حضورى مشهود مىگردد سابقا گفتيم كه ملاك علم حضورى ارتباط و اتصال وجودى واقعيت شىء ادراك شده با واقعيت
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 38 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مرتضى مطهرى