اين بيان نتيجه گرفته مىشود تغيير اعتبارات خود يكى از اعتبارات عمومى است .
تغيير اعتبارات را در بخشهاى زير مىتوان تلخيص كرد 1 منطقه هاى گوناگون زمين كه از جهت گرما و سرما و ديگر خواص و آثار طبيعى مختلف مىباشد تاثيرات مختلف و عميقى در طبايع افراد انسان داشته و از اين راه در كيفيت و كميت احتياجات تاثير بسزائى مىكنند و همچنين در احساسات درونى و افكار و اخلاق اجتماعى و در پيرو آنها ادراكات اعتبارى آنها از هم جدا خواهد بود مثلا احتياجات سرما و سرمائى منطقه استوائى نقطه مقابل احتياجات منطقه قطبى بوده و از همين جهت از حيث تجهيزات مختلف مىباشند در منطقه استوائى در اغلب اجزاء سال براى انسان يك لنگ كه به ميان ببندد لازم و زياده بر آن خرق عادت و شگفت آور بوده و قبيح شمرده مىشود و در منطقه قطبى درست به عكس است اختلافات فاحشى كه در افكار اجتماعى و آداب و رسوم سكنه منطقه هاى مختلفه زمين مشهود است بخش مهمى از آنها از همين جا سر چشمه مىگيرد .
و همچنين محيط عمل نيز در اختلاف افكار و ادراكات اعتبارى دخيل مىباشد مثلا يكنفر باغبان با يكنفر بازرگان يا يكنفر كارگر با يكنفر كارفرما از جهت روشن فكرى يكسان نيست زيرا احساساتى كه مثلا سبزه و آب و درخت و گل و بهار بوجود مىآورند غير از احساساتى است كه مال التجاره و داد و ستد لازم دارد و اختلاف احساسات اختلاف ادراكات اعتباريه را مستلزم مىباشد .
2 كثرت ورود يك فكر بمغز انسان نصب العين گرديده و نتواند از نظر دور داشته و به غير او توجه كند و البته در اين صورت خواهى نخواهى يك فكر منطقى و صحيح و خوب به نظر خواهد آمد
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٧