تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
يك انسان لا انسان آرى انسان لا انسان بار آورند . مراد ما اينها نيست بلكه ما مىگوييم انسان با هدايت طبيعت و تكوين پيوسته از همه سود خود را مىخواهد اعتبار استخدام و براى سود خود سود همه را مىخواهد اعتبار اجتماع و براى سود همه عدل اجتماعى را مىخواهد اعتبار حسن عدالت و قبح ظلم و در نتيجه فطرت انسانى حكمى كه با الهام طبيعت و تكوين مىنمايد قضاوت عمومى است و هيچگونه كينه خصوصى با طبقه متراقيه ندارد و دشمنى خاصى با طبقه پائين نمىكند بلكه حكم طبيعت و تكوين را در اختلاف طبقاتى قرائح و استعدادات تسليم داشته و روى سه اصل نامبرده مىخواهد هر كسى در جاى خودش بنشيند . 4 آزادى انسان كه موهبتى طبيعى است در حدود هدايت طبيعت مىباشد و البته هدايت طبيعت بسته به تجهيزاتى است كه ساختمان نوعى داراى آنها مىباشد و از اين روى هدايت طبيعت احكام فطرى به كارهائى كه با اشكال و تركيبات جهازات بدنى وفق مىدهد محدود خواهد بود مثلا از اين راه ما هيچگاه تمايل جنسى را كه از غير طريق زناشوئى انجام مىگيرد مرد با مرد زن با زن زن و مرد از غير طريق زناشوئى انسان با غير انسان انسان با خود تناسل از غير ازدواج تجويز نخواهيم نمود . مثلا تربيت اشتراكى نوزادان و الغاء نسب و وراثت و ابطال نژاد و . . . را تحسين نخواهيم كرد زيرا ساختمان مربوط به ازدواج و تربيت با اين قضايا وفق نمىدهد . 5 اعتبارات سه گانه نامبرده از اعتبارات ثابته مىباشند