تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
جانوران زنده ديگر اين نظر را تامين مىنمايد . از بيان گذشته نتيجه گرفته مىشود 1 انسان در نخستين بار استخدام را اعتبار داده است . 2 انسان مدنى بالطبع است . 3 عدل اجتماعى خوب و ظلم بد مىباشد . و البته نبايد از كلمه استخدام سوء استفاده كرد و تفسير ناروا نمود ما نمىخواهيم بگوئيم انسان بالطبع روش استثمار و اختصاص را دارد چنان كه يك ملتى در پس پرده آزادى بخشى و الغاء برده فروشى بنام استعمار و استملاك و قيمومت و تحت الحمايه و هزار نام ديگر ديگران را زين به پشت و لگام به دهان زده و سوار شوند يا جنس دو پا را مانند چارپايان خريد و فروش بنمايند و معنى بردگى و بدبختى و پستى را با الفاظ شيرين آزادى و خوشبختى و پيشرفت تاديه كنند و به روى هر حقيقتى اسم كهنه و پوسيده گذاشته و بدور اندازند . و همچنين نمىخواهيم بگوئيم چون انسان بالطبع مدنى و اجتماعى است به دستاويز اينكه همه زمين و آفريده هاى زمينى از آن همه است تنى چند در پس پرده فريبنده انترناسيوناليسم بنام رفع تضادهاى داخلى افكار انسانى را كشته و يك گله انسان بى فكر بى اراده بار آورند كه كوچكترين دخالتى در خوب و بد و بايد و نبايد جهان نداشته باشند و به اتهام ارتجاع اخلاق فاضله عفت و عصمت و غيرت و حيا و صبر را پايمال نمايند و بعنوان اينكه مرام كمونيزم و سازمان اشتراك بر پايه تحول و تكامل عمومى استوار است واژه انصاف و رحم و عطوفت و صداقت و صدق و صفا و همچنين بيم و اميد و آرزو و افسوس را از قاموس بشريت شسته و چراغهائى كه صنع و ايجاد در درون تاريك انسان روشن نموده خاموش كرده و