تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
كه معلوم الوجود بوده و هيچگونه ترديدى در وجودش نداريم موجود است بى قيد علم اگر چه بحسب دقت معلوم الوجود است ولى وقتى كه به اينجا مىرسيم موجودى كه پيش ما است بحسب دقت موجود نيست بلكه معلوم الوجود يعنى صورت علمى است نه خود موجود خارجى باز مىبينيم معلوم الوجود معلوم الوجود است نه معلوم معلوم الوجود و باز هر چه پيش برويم دست خود را به روى واقعيت خارج يعنى روى علم بنام معلوم خارجى خواهيم گذاشت نه روى علم بواقعيت خارج . پس بايد قضاوت كرد كه انسان و هر موجود زنده هيچگاه از اعتبار دادن به علم مقابل مطلق ترديد مستغنى نيست و به حكم اضطرار غريزى به علم اعتبار خواهد داد يعنى صورت علمى را همان واقعيت خارج خواهد گرفت . اعتبار واقعيت علم باصطلاح اين مقاله حجيت قطع باصطلاح فن اصول . و از اين روى ما نمىتوانيم دخالت تازه اى اثباتا و نفيا در اعتبار علم بكنيم ما هيچگاه نمىتوانيم اين اعتبار را از دست علم بگيريم زيرا هر گامى كه در اين راه برمىداريم در خط علم راه پيمائى نموده‌ايم و هيچگاه نمىتوانيم دوباره به علم اعتبار بدهيم زيرا خواه و ناخواه اين اعتبار را در نخستين برخوردى كه با خارج نموده‌ايم بوى داده‌ايم و انسان نمىتواند در دائره زندگى خود بيك نقطه برسد براى نمونه كه از عمل به علم خالى بوده باشد . مثلا يك رئيس يا هر ما فوق ميتواند گزاف گوئى كرده به زير دست خود بكوبد ازين پس در فرمانهاى من آنچه را كه علم دارى ترك گفته و موارد مشكوكه را انجام ده ولى باز با اين بازى به آرزوى خود الغاء اعتبار علم نخواهد رسيد زيرا زير دست