طبيعى شمرد و خواه ناخواه اين روش مستند بطبيعت است .
ولى سخن اين جا است كه آيا روش استخدام مستقيما و بلا واسطه مقتضاى طبيعت مىباشد و اين انديشه نخست در مغز انسان جايگير شده و در دنبال وى انديشه ديگرى بنام انديشه اجتماع گرد هم آمدن و زندگى دسته جمعى كردن پيدا مىشود يا اينكه انسان با مشاهده همنوعان خود اول بفكر اجتماع و زندگى دسته جمعى افتاده و افراد نوع بهمديگر گرائيده و زندگانى تعاونى را پىجوئى نموده و همه از همه برخوردار مىشوند و ضمنا گاهى يا بيشتر اوقات اجتماع از مجراى طبيعى خود منحرف شده و مبدل بيك توده هرج و مرج و سودبرى و رنجكشى و بالاخره بردگى و استثمار مىشود .
ما گمان مىكنيم كه يك بررسى يا تماشاى فعاليتهاى ابتدائى نوع انسان و روشهاى ساده بيشتر انواع ديگر حيوان و همچنين بررسى تجهيزات طبيعت پاسخ حقيقى اين پرسش را مشخص ميسازد .
درست است كه ساختمان كالبد انسان با جهاز تغذيه نسبتا اجتماعى مجهز مىباشد فرد ماده انسان پستان دارد كه دقيقا براى بيرون دادن شير آماده است و پشت سر اين دستگاه دقيق ديگرى براى ساختن شير درست شده و بدن با وى مجهز گرديده و از طرف ديگر فرد ديگر كودك با لب و دهانى مجهز مىباشد كه كاملا با مكيدن پستان و گرفتن شير توافق داشته و سازگار مىباشد و همچنين مجموع دو فرد ذكور و اناث روى هم رفته با يكدستگاه دقيق و باريك تمايل جنسى و تهيه ماده اصلى نوزاد انسانى و بقالب زدن و بيرون دادن و بالاخره ساختن يك فردى مانند خود با همه لوازم و احتياجات و شايد شماره واحدها و اجزاء اولى اين
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 204
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠٤