و اجتماعى معتبرند و پوشيده نماند كه حسن نيز مانند وجود بر دو قسم است حسنى كه صفت فعل است فى نفسه و حسنى كه صفت لازم و غير مختلف فعل صادر است چون وجوب عام و بنا بر اين ممكن است كه فعلى بحسب طبع بد و قبيح بوده و باز از فاعل صادر شود ولى صدورش ناچار با اعتقاد حسن صورت خواهد گرفت
3 انتخاب اخف و اسهل سبكتر و آسانتر
قواى فعاله ما كه كارهاى خود را با فكر انجام ميدهند و يا هر قوه فعاله طبيعى هر گاه با دو فعل مواجه شود كه از جهت نوع متشابه ولى از جهت صرف قوه و انرژى مختلف يعنى يكى دشوار و پر رنج و ديگرى آسان و بيرنج بوده باشد ناچار قوه فعاله بسوى كار بيرنج تمايل كرده و كار پر رنج را ترك خواهد گفت و البته علتش اينست كه كار پر رنج در عين حال كه مقتضاى قوه فعاله است مقرون بعوائق و موانعى است كه با قوه فعاله سازگار نيستند و گاهى كه قوه فعاله چنين كارى را انجام مىدهد خود كار را مىخواست و از كشيدن رنج و دفع عائق چاره نداشت پس وجوب چنين كار و فعلى پيش قوه فعاله مقيد بفقدان كار بيرنج يا كمرنج بوده پس در موردى كه دو فعل بيرنج و با رنج فرض شود انتخاب بيرنج معين خواهد بود .
و روى اين اصل مىباشد كه تطور و تحولى در همه اعتباريات در جميع شئون انفرادى و اجتماعى انسان موجود مىباشد و ممكنست افكار ساير جانوران زنده بويژه افكار انفرادى