چون تغذى و افعالى داريم كه شخص فعل به اجتماع قائم است چون ازدواج و تكلم
قسم اول اعتباريات قبل الاجتماع
1
وجوب
چنان كه از بيان گذشته روشن شد انسان در نخستين بار به كار انداختن قواى فعاله خود نسبت ضرورت و وجوب بايد را ميان خود و ميان صورت احساسى خود كه به نتيجه عمل تطبيق مىنمايد مىگذارد و حال آنكه اين نسبت بحسب حقيقت در ميان قواى فعاله و حركات حقيقى صادره آنها جاى دارد پس نسبت نامبرده اعتبارى خواهد بود .
و از اينجا روشن مىشود 1 نخستين ادراك اعتبارى از اعتباريات عملى كه انسان ميتواند بسازد همان نسبت وجوب است و اين اولين حلقه دامى است كه انسان در ميان فعاليت خود با تحريك طبيعت گرفتار وى مىشود .
2 اعتبار وجوب اعتبارى است عمومى كه هيچ فعلى از وى استغنا ندارد پس هر فعلى كه از فاعلى صار مىشود با اعتقاد وجوب صادر مىشود .
و اين نظريه اگر چه با مشاهده موارد افعال مختلفه غير قابل قبول به نظر مىرسد چه بسيار مىافتد كه انسان كارهائى را بواسطه عادت يا نادانى يا عصبيت و مانند آنها انجام مىدهد در حالى كه خود مىداند كارى غير لازم يا بىخود و يا ناشايسته و نكردنى مىباشد .