در ظرف خارج مطابق ندارند يعنى در ظرف تخيل و توهم ( 1 ) مثلا انسان مصداق شير يا ماه است اگر چه در ظرف خارج چنين نيست يعنى در پندار حد شير يا ماه به انسان داده شده اگر چه در خارج از آن يك موجود ديگرى است .
شرح
باز نگرفت .
در تاريخ همه ملل از اين قبيل داستانها كه معرف ارزش ادبيات است زياد است تاثير ادبيات در روحيه و اخلاق و اوضاع زندگانى بشر و در تحولات تاريخى كه در مجتمع بشرى رخ داده اگر بيشتر از تاثير عقل و استدلال نباشد كمتر نيست گاه اتفاق مىافتد كه يك شعر يا يك ضرب المثل كه فقط ارزش شعرى و ادبى دارد يك پايه روحيه ملتى را تشكيل مىدهد بشهادت تاريخ غالب تحولات و انقلابات علمى و فلسفى و صنعتى كه در دنيا پديد آمده بدنبال انقلابهاى ادبى بوده در تمدن جديد اروپا تاثير وجود شعرا و نويسندگان بزرگ كشورهاى اروپائى كمتر از تاثير وجود علماء طبيعى و رياضى و فلاسفه و مخترعين و مكتشفين نبوده است
( 1 ) عمل تشبيه و استعاره به حكم غريزه و فطرت در ميان تمام افراد و طوايف و قبائل بشر معمول بوده و مىباشد تمام مردم همواره در نظم و نثر خود به كار برده و مىبرند و عملا بين مردم در به كار بردن و به كار نبردن تشبيهات و استعارات اختلافى نيست ولى علماء ادب در مقام توجيه علمى و بيان ماهيت اين عمل غريزى با يكديگر اختلاف دارند .
جمهور علماء ادب قبل از سكاكى استعاره را از شئون الفاظ مىدانستند و معتقد بودند كه استعاره جز نقل مكان دادن الفاظ و به كار بردن لفظى بجاى لفظ ديگر بواسطه علاقه مشابهت بين معانى آن دو لفظ چيزى نيست مثلا انسان هنگامى كه مىخواهد بفهماند فلان شخصى كه مىآيد شجاعت شير دارد بجاى آنكه نام خودش را ببرد مىگويد شير آمد يعنى كلمه شير را كه نام آن حيوان مخصوص است و ضرب المثل شجاعت است بجاى نام خود آن شخص مىگذارد و با آن لفظ عاريتى از آن شخص تعبير مىكند پس ماهيت استعاره عبارت است از به كار بردن لفظى بجاى لفظ ديگرى كه بين معناى آن دو لفظ مشابهت وجود دارد به منظور اثبات يكى از اوصاف يكى از اين دو براى ديگرى .
ولى سكاكى متوفى قرن هفتم هجرى معتقد شد كه استعاره از شئون الفاظ نيست بلكه از شئون معانى است يعنى از اعمال مخصوص ذهن است و