تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
غير مطابق با مصاديق و مركبات و قضاياى آنها را كاذب تشخيص خواهد داد زيرا مطابق خارجى كلمه شير جانور درنده مىباشد نه انسان و مطابق واژه ماه كره اى است آسمانى نه خوبروى زمينى و به همين قياس چنان كه اگر كلمه شير يا ماه را بى عنايت مجازى در مورد سنگ بجاى واژه سنگ استعمال كنيم غلط خواهد بود بى مطابقت يا اگر بگوئيم گاهى كه آفتاب بالاى سر ما مىباشد شب است دروغ خواهد بود بى مطابقت . ولى دانشمند مزبور ميان اين دو نوع غلط و دروغ فرقى ( 1 )
شرح
ندارد بمورد اعتباريات و تخيلات شاعرانه بلكه در مقام بيان حقائق و مسائل نظرى نيز مىتوان از آن استفاده كرد مثل اينكه وقتى كه مىخواهيم در درس جغرافى شكل كروى زمين و فرورفتگىهاى قطبين را به آسانى به شاگرد تعليم دهيم زمين را تشبيه مىكنيم بيك سيب كه هم كروى شكل است و هم در دو طرف فرو رفتگى دارد و اما تشبيه بليغ و استعاره و تمثيل اختصاص دارد بتخيلات شاعرانه و اعتباريات ( 1 ) علماء ادب فرق بين غلط و مجاز را كه استعاره نوعى از آنست از راه وجود و عدم علقه هاى مجازى بيان مىكنند . توضيح آنكه بعقيده علماء ادب همواره در استعمالات مجازى كه لفظى در غير مورد معناى اصلى خود استعمال مىشود مىبايست كه بين معناى اصلى و معناى مجازى يكنوع علاقه و رابطه خاصى از قبيل مشابهت يا مجاورت يا سببيت و مسببيت و غيره وجود داشته باشد استعاره كه يكى از انواع مجازات است آن مجازى است كه علاقه اى كه در آن منظور شده علاقه مشابهت است و به عقيده علماء ادب وجود اين علاقه ها است كه مجازات را از اغلاط متمايز مىكند . اين فرقى كه علماء ادب بيان مىكنند قابل مناقشه است زيرا در استعاره لزومى ندارد كه بين مشبه و مشبه به شباهت واقعى در كار باشد مثلا اگر مردى را بشير تشبيه كنيم لزومى ندارد كه واقعا آن مرد داراى خصلت شجاعت باشد بلكه ممكن است مردى را كه از همه مردم ضعيفتر و ترسوتر است ما روى دواعى شاعرانه خود او را به شيرى قوى پنجه تشبيه كنيم همانطورى كه هزارها تشبيهات و استعارات از اين قبيل در كلمات شعرا موجود است و در عين حال