3 علوم و ادراكات منقسم مىشوند به تصورات و تصديقات .
و تصورات منقسم مىشوند به دو قسم مهيات و اعتباريات .
4 در مورد مهيات كنه معلوم بر ما معلوم است .
5 مفاهيم اعتباريه پس از مهيات معلومند .
6 مفاهيم اعتباريه را ابتداء با نسبت و پس از آن با معناى مستقل بدست مىآوريم و در همه حال حكايت آنها از خارج بالعرض مىباشد .
7 مقدار زيادى از تصورات بحسب حقيقت قضيه هستند و بالعكس .
8 انقسام بسوى حقيقت و اعتبار چنان كه در تصور هست در تصديق نيز هست .
9 مفاهيم كثرت و انقسام ديگرى از راه بساطت و تركب دارند .
10 مهيات را بوسيله تحديد منطقى بايد شناخت .
11 علوم و ادراكات كثرتى ديگر بواسطه انقسام به بديهى و نظرى دارند .
12 هر معلوم تصديقى فرض كنيم يا خود بديهى است يا منتهى به بديهى .
13 هر معلوم نظرى بواسطه تاليف بديهيات يا نظريات منتهى ببديهيات يا مختلط پيدا مىشود .
14 فرق ميان بديهى و فرضيه .
15 احتياج نظرى به بديهى غير از سنخ احتياج هر قضيه به حكم نقيضين مىباشد و حكم نقيضين محتاج اليه همه معلومات است .
16 چنان كه مواد تصديقات منتجه در نتيجه مؤثرند همچنين
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 135
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٥