تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
ادراك همان خاصه مادى است كه در سلسله عصب يا مغز حاصل مىشود و موضوع بزرگى و كوچكى و دورى و نزديكى را كاوشهاى عملى حل كرده علم امروزه عقيده دارد به اينكه دستگاه ادراك بصرى يك دستگاه دقيق عكاسى بيش نيست و همه اشعه در نقطه زرد چشم گرد آمده و ابصار محقق مىشود ( 1 ) و ما بجز همان نقطه چيزى
شرح
كه آنچه ما درك مىكنيم عين همان فعاليتهاى عصبى است از مطلب خارج شده از كتب فيزيك يا فيزيولوژى يا روانشناسى جديد كه مطابق اسلوب ويژه خود مشاهده و تجربه موضوع ماهيت و چگونگى امور روحى را از بحث خارج مىكند مطالبى را ذكر مىكنند كه ارتباطى به مدعاى فلاسفه ندارد و مثل اينكه پيش خود گمان مىكنند كه كسانى كه روح و امور روحى را مجرد مىدانند از اين مطالب آگاهى نداشته و اگر آگاهى پيدا كنند داعى براى عقيده به تجرد روح نخواهند داشت . مثلا دكتر ارانى در جزوه بشر از نظر مادى مىگويد موقع فكر كردن تغييرات مادى در سطح دماغ بيشتر مىشود خون متوجه دماغ مىگردد مغز بيشتر غذا مىگيرد و بيشتر مواد فسفرى پس مىدهد بطورى كه در ادرار شخص فكر كننده مقدار اين ماده بيشتر مىشود موقع خواب كه مغز كار زياد انجام نمىدهد كمتر غذا مىگيرد اين خود دليلى بر مادى بودن آثار فكرى است . ساير استدلالهاى ماديين نيز از همين قبيل است يعنى همه خارج از موضوع است بلكه بعضى از آنان كار را بالاتر كشانيده و مىگويند چونكه در ضمن تشريح بدن روح را نيافته‌اند پس روح وجود ندارد . فيليسين شاله در قسمت متافيزيك از يكى از علماء علم وظائف الاعضاء موسوم به بروسه كه عقايد مادى داشته نقل مىكند كه گفته است من بوجود روح معتقد نخواهم شد مگر آنكه آن را در زير چاقوى تشريح خود كشف كنم . حقيقت اينست كه از مطالعه كتب ماديين اين مطلب به خوبى روشن مىشود كه آنان از عقايد فلاسفه الهى و روحى و از تصورى كه اين دانشمندان در باب خدا و روح يا ساير مسائل دارند اطلاع درستى ندارند و اطلاعاتشان منحصر است به آنچه مردم عوام در باب روح و جن و پرى و غيره دارند و يا آنچه ايده آليستها كه گفته هاشان از گفته هاى عوام پائينتر است گفته اند ( 1 ) در ميان قدما در باب كيفيت ابصار ديدن و اينكه عمل ديدن چگونه محقق مىشود دو نظريه معروف بود