و مقارن اين حال چيزى را بنام ادراك مىيابيم .
هيچگاه نمىتوانيم بپذيريم كه اين منظره پهناور جهان با همه خصوصيات شگفتآورى كه دارد با همه خطها و سطحها و جسمهاى يك پارچه و صاف متصل واحد كه از وى بما جلوه مىكند در يك پارچه ماده ناچيز عصبى يا مغزى كه اجزاى جدا از هم و متراكم كه بالاخره از مجموع بدن ما كوچكتر است گنجيده و جاى گرفته باشد .
شرح
مىباشد اين دو مطلب انجام يافتن يك سلسله عوامل خارجى در خارج و انجام يافتن فعاليتهاى عصبى مورد تسليم و قبول قاطبه دانشمندان رئاليست مىباشد كه به دنياى خارجى ايمان دارند چه روحى و چه مادى اختلاف روحيون با ماديون در مطلب ديگريست كه ذيلا گفته خواهد شد .
اين نكته نيز ناگفته نماند كه هيچ كس بانجام يافتن فعاليتهاى عصبى در مغز خودش حضورا آگاه نيست بلكه اطلاعى كه هر كس در اين باب دارد در اثر كشفيات علمى دانشمندان است .
3 امور روحى و نفسانى نيز مانند همه امور جهان تابع اصول و قواعد و قوانين معينى هستند و رابطه عليت و معلوليت بين خود آنها يا بين هر يك از آنها و مواد بدنى يا عوامل خارجى برقرار است .
روانشناسى جديد مطابق اسلوب ويژه خود مشاهده و تجربه همين اصول و قوانين را بيان مىكند .
دانشمندان و فلاسفه روحى هيچگاه ادعا نكردهاند كه روح و امور روحى از قيد هر گونه اصل و قانونى آزاد است و تابع هيچ قاعده علمى نيست تنها چيزى كه اثبات كردهاند اينست كه روح و امور روحى خاصيتهاى مخصوص ماده را ندارند و قوانين مادى بر آنها حكومت نمىكند على هذا نسبتهائى كه بعضى از ماديون دانسته يا ندانسته به دانشمندان روحى مىدهند به كلى بى اساس است .
دكتر ارانى در پسيكولوژى صفحه 6 پس از آنكه شرحى در اطراف تغيير سبك تحقيقات علمى در اروپا از قرن هجدهم به بعد مىدهد مىگويد اين اصل كلى از اين به بعد در تمام تحقيقات علمى حكمفرما شد كه تحقيق علم عبارت است از جستجوى دقيق و عميق جستجوى دقيق و عميق وقتى انجام