تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
ديگرى حجم باصره خودرا تقريبا با بدن خود و بدن خود را با جسمهاى خارج از خود اندازه گرفته‌ايم از اين روى ميدانيم كه تقريبا نسبت حاضره را تا چه اندازه بايد بزرگ نمود تا بحقيقت نزديك شده و انطباق پزيرد و در نتيجه هنگام رؤيت خارج بانضمام اين افكار جهان پهناورى را تحت ابصار مياوريم و مىپنداريم كه
شرح
صحت و تماميت حقيقت ابصار را نمىتواند توجيه كند زيرا هر دو نظريه مربوط به عمل طبيعى فيزيكى چشم است و ابصار ما وراء عمل طبيعى است اين دانشمند با اثبات نظريه معروف خود در باب اتحاد عاقل و معقول و اتحاد حاس و محسوس ثابت كرد كه ديدن يك نوع فعاليت ابداعى نفس است كه عمل طبيعى فيزيكى مقدمه آن است و پس از انجام يافتن عمل طبيعى نفس با قدرت فعاله خود صورت مماثل شىء محسوس را در صقع خود ابداع و انشاء مىنمايد . صدر المتالهين در جلد چهارم اسفار در مقام رد عقيده اصحاب انطباع مىگويد و هذا بعد تمامه انما يدل على انطباع الشبح فيه لا كون الابصار به يعنى ادله نظريه انطباع بر فرض صحت و تماميت دلالت مىكند كه شبح و تصويرى در چشم واقع مىشود اما دلالت نمىكند كه ديدن به او محقق مىشود . و راجع به عقيده خروج شعاع مىگويد و نحن لا ننكر ايضا تحقق الشعاع من البصر الى المرئى صورته لكن نقول لا بد فى الرؤيه من حصول صوره المرئى للنفس يعنى ما در صدد انكار اين جهت نيستيم كه شعاعى از چشم خارج مىشود حرف ما اينست كه بايد شىء مرئى يك صورتى پيش نفس داشته باشد تا ديدن محقق شود . روى نظريه صدر المتالهين هر يك از دو نظريه فوق تنها عمل طبيعى و فيزيكى چشم را توجيه مىكند نه حقيقت ابصار و ديدن را از لحاظ فلسفى . مطابق تحقيقاتى كه اخيرا دانشمندان علوم طبيعى از طرفى در باب نور و از طرفى در باب كيفيت ساختمان چشم كرده‌اند مسلم شده است كه دو نظريه فوق حتى از لحاظ توجيه عمل فيزيكى چشم نيز صحيح نيست يعنى نه انطباع است و نه خروج شعاع مطابق تحقيقات دانشمندان جديد دستگاه چشم عينا مثل يك دستگاه عكاسى است اشعه مستقيم يا منعكس از جسم مرئى به داخل چشم وارد شده از حجاب شفاف قرنيه و مايع زلاليه و صفحه عنبيه گذشته داخل سوراخ مردمك مىشود و از عدسى چشم جليديه عبور