تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
خلاصه بيان چون صورت ادراكى ما خواص عمومى ماده انقسام عدم انطباق بزرگ بكوچك را ندارد مادى نيست .

اشكال

ممكن است در بيان گذشته خرده گيرى نموده و بگوئيد
شرح
گفته و مىگويند اينست كه امور روحى خواص عمومى ماده را ندارند نه آنكه قانون و قاعده ندارند و يا آنكه امور روحى اصلا با ماده ارتباط ندارند و يك ديوارى به بزرگى ديوار چين بين روح و ماده موجود است . بلكه مطابق آخرين تحقيقى كه از طرف فيلسوف بزرگ اسلامى صدر المتالهين به عمل آمده و مورد قبول فلاسفه بعد از وى واقع شده روح خود عاليترين محصول ماده است يعنى مولود يك سلسله ترقى و تكامل ذاتى طبيعت است و طبق نظريه اين دانشمند هيچگونه ديوارى بين عالم طبيعت و ما وراء الطبيعه وجود ندارد يعنى ممكنست يك موجود مادى در مراحل ترقى و تكامل خود تبديل به موجود غير مادى شود . پس از بيان اين مقدمات مىگوييم كه مسئله مورد اختلاف بين روحيون و ماديون اينست كه آيا ادراكات روحى و همچنين خود روح مجرد است يا مادى و بعبارت روشنتر اختلاف در ماهيت و چگونگى واقعيت اين امور است و مطابق آنچه در مقاله اول بثبوت رسيد تنها با اصول و موازين خاص فلسفى مىتوان وجود شىء را يا چگونگى وجود ماهيت آن را اثبات كرد و در هيچيك از چهار قسمتى كه در بالا تشريح شد كه خلاصه اش از اين قرار است 1 وجود ادراكات 2 انجام يافتن يك سلسله عوامل خارجى 3 انجام يافتن فعاليتهاى عصبى 4 وجود يك سلسله قوانين روحى اختلافى نيست . دانشمندان روحى از راه عدم انطباق خواص امور روحى بر خواص عمومى ماده اثبات مىكنند كه امور روحى همانها كه حضورا بانها آگاه هستيم مادى نيست پس نمىتواند بر فعاليتهاى عصبى منطبق شود پس فعاليتهاى عصبى مقدمه پيدايش يك سلسله امور غير مادى است نه عين آنها اما دانشمندان مادى بجاى آنكه باصل مطلب توجه كنند و ثابت كنند