بمقتضاى قواعد ديالكتيك ما هيچگاه نمىتوانيم و نخواهيم توانست يك مفهوم كلى يا ثابت يا مطلق تصور كنيم و يا
شرح
يكى از مسائل مهمى كه از قديم الايام مورد توجه فلاسفه بوده است مسئله ارزش معلومات و حقيقى بودن آنها است يعنى آيا اندازه واقع نمائى علوم ادراكات از واقعيات چقدر است و آيا ادراكات ما نسبت باشياء خارجى چه اندازه با وجود خارجى آنها مطابقت دارد .
چنان كه گفتيم سوفسطائيان و ايده آليستها هيچگونه ارزشى براى معلومات قائل نيستند زيرا بنا بگفته آنها در ما وراء ذهن واقعيتى وجود ندارد كه ادراكات با آن واقعيت مطابقت بكند يا نكند و اساسا حقيقت و خطا هيچكدام معنى ندارد .
و اما شكاكان هر چند منكر واقعيتهاى خارجى نيستند اما براى علوم و ادراكات ارزش قطعى قائل نيستند و مىگويند ممكنست اشياء خارجى چگونگى خاصى داشته باشد و ما طور ديگرى كه قواى ادراكى ما اقتضا مىكند و متناسب با شرايط زمانى و مكانى است ادراك نمائيم و ما ميدانيم معلومات ما حقيقت است يا خطا و ميزانى هم كه بتوان حقيقت را از خطا تشخيص داد درست نيست .
پيرهون [ 1 ] 370 نيست 28 قبل از ميلاد مؤسس مكتب شكاكان ده سبب را ياد آور شده است و گفته است اين علل ده گانه ارزش قطعى معلومات را از بين مىبرد .
پس به عقيده سوفسطائى حقيقتى ادراك مطابق با واقع در كار نيست و به عقيده شكاك نميدانيم علوم ما حقيقت است يا نيست .
مسلكهاى ديگرى در قرون جديده پيدا شده است و همه آنها با اختلافات جزئى كه در اين مسئله دارند نتيجتا با مذهب شكاكان سپتىسيسم يكى مىشود مانند مسلك انتقادى كانت آلمانى گريتىسيسم [ 2 ] و مسلك اصالت عمل پراگماتيسم [ 3 ] ويليام جمس آمريكائى .
در مقاله چهارم كه مستقلا از ارزش معلومات بحث خواهيم كرد بيان هر يك از اين مسلكها خواهد آمد .
از اين دو دسته كه بگذريم سوفسطائيان و شكاكان به كسانى بر مىخوريم كه اصحاب جزم و يقين خوانده مىشوند يعنى براى معلومات ارزش[ 1 ] Pirren
[ 2 ] Griticisme
[ 3 ] Pragmatisme