تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
تازه بنام ديالكتيك پيدا شده و دست به كار گرديده است .
شرح
دائما در تغيير است پس هيچ قضيه دائمى وجود ندارد و ما جواب اين مطلب را الان داديم و گفتيم باعتراف خود ماترياليستها در طبيعت نيز صرفنظر از ما وراء الطبيعه قضاياى دائمى وجود دارد . ديگر اينكه مىگويند هر مفهومى جزئى از طبيعت و تحت تاثير تمام اجزاء طبيعت است و همراه ساير اجزاء دائما در تكاپو و تغيير و تحول است پس هيچ مفهوم ثابت و جامد وجود ندارد و بنا بر اين خود تصويرى كه ما از ارتباطات متغير داريم نيز متغير است . و البته روى اصل اينكه روح هم مادى است و تمام خواص ماده را دارا است بايد هم در باب مفاهيم ذهنى اينطور قائل شد ولى اينجا اين اشكال پيش مىآيد كه اگر مفاهيم و تصوراتى كه از روابط متغير طبيعت در ذهن پيدا مىشود مانند خود آن روابط متغير باشند پس هيچ قضيه اى در دو آن بيك حال در ذهن باقى نيست پس ما نسبت بيك لحظه گذرنده از واقعيت خارجى نمىتوانيم در ذهن خود يك تصور باقى داشته باشيم كه آن تصور ذهنى يا قضيه در همه آنات نسبت به حالت آن لحظه خاص صادق باشد مثلا اگر در ذهن ما اين تصور پيدا شد زيد فلان روز با عمرو ملاقات نمود يا ارسطو شاگرد افلاطون بوده است در آن ديگر بايد اين تصوير شكل ديگر به خود بگيرد و رابطه تغيير كند و مثلا اينطور فكر كنيم ارسطو شاگرد افلاطون نبوده است و بعبارت روشنتر در واقعيات خارجى هيچ گاه ارتباط دو جزء در دو لحظه بيك حال باقى نيست آيا تصويرى كه ما نسبت به يك لحظه خاص در ذهن خود داريم مثل آنكه مىگوييم ديروز بعد از پريروز بود يا زيد در روز جمعه سخن گفت يا ارسطو شاگرد افلاطون بوده است بيك حال باقى است يا آن نيز متغير است البته روى اصل مادى بودن روح نمىتوانيد بگوئيد باقى است و اگر بگوئيد متغير است علاوه بر اينكه خلاف يك امر بديهى است پس ما بايد نسبت به تصوراتى كه از حقائق گذشته داريم سلب اعتماد نمائيم زيرا ميدانيم مفاهيم ذهنى ما خود به خود متغير است و هر لحظه حالت خاصى دارد و ما بعدا در مقاله 4 خواهيم گفت اين مطلب يكى از مطالبى است كه ماترياليسم ديالكتيك را وارد در جرگه شكاكان مىنمايد ( 2 ) براى آنكه معناى اطلاق مفاهيم كه منطق قديم بان قائل بود و معناى نسبيت مفاهيم كه ماترياليسم ديالكتيك بان قائل است روشن شود لازم است كه مقدمه ذيل تذكر داده شود