كه اساس خود را روى تحول و تكامل عمومى واقعيت ماده مستقر ساخته است
خرده گيرى
اينست خلاصه نظر دانشمندان مادى تحولى و اين نظر گذشته
شرح
ديالكتيك در مغز ما است كه با يك واقعيت نظير است و طريقه استدلال ما است .
پاسخ اين بيان دانشمندان مادى شامل دو قسمت است قسمت اول اينكه طبيعت خارجى در حال تغيير و تحول و تكامل است و سكون و يكسان ماندن در طبيعت خارجى وجود ندارد و همين طبيعت متغير و متكامل همه اجزائش در يكديگر مؤثر و با يكديگر مرتبطند .
اين قسمت البته صحيح است و مورد تاييد فلاسفه الهى بوده و هست اصل اين نظريه تازگى ندارد و باقرار خود ماديين اصل حركت و تغيير را اولين بار هراكليد هرقليطوس در قرن ششم قبل از ميلاد ابراز كرد و اصل تاثير و ارتباط اجزاء طبيعت با يكديگر اولين بار از طرف افلاطون و ارسطو ابراز شد .
در حدود سه قرن و نيم پيش صدر المتالهين فيلسوف بزرگ اسلامى كه تحول عظيمى در فلسفه بوجود آورد اصل تكامل طبيعت را به طرز بديع و بى سابقه اى بيان كرد وى با موازين فلسفى باثبات رسانيد كه تمام اجزاء طبيعت اشكال و تنوعات مخصوص حركتند و سكون و يكسان ماندن خلاف مقتضاى ذات طبيعت است و از اين جهت حدود ماهيات همواره متحرك و براى يك شىء در دو لحظه نمىتوان يك ماهيت ثابت فرض نمود .
دانشمندان اروپا در قرون جديده و مخصوصا در قرن نوزدهم از راه كاوشهاى تجربى و تجسسات علمى قوانين مخصوص تكامل را در نباتات و در موجودات زنده بدست آورند لامارك و داروين فرضيه تكامل تدريجى موجودات زنده را در تحت قوانين مخصوص بيان كردند .
روى هم رفته تحقيقات فلسفى از يك طرف و تجسسات علمى از طرف ديگر در باب حركت اين نتيجه را در باب كيفيت مطالعه اشياء و كشف حقيقت آنها بدست بشر داد كه اشياء را نبايد ساكن و جامد مطالعه كرد يعنى اگر تصورى از يك حادثه طبيعى در يك حالت خاص داشته باشيم نبايد اين