گرفته مىشود با خود بيان سازگار نيست زيرا نتيجه دومى صحيح مطلق نداريم و غلط مطلق نداريم خودش بعنوان صحيح مطلق گرفته مىشود چه اگر اين قضيه را صحيح نسبى بگيريم صحيح مطلق را
شرح
چنانچه دكتر ارانى در صفحه 49 جزوه مزبور پس از آنكه جمله معروف را در يك رودخانه دو دفعه نمىتوان وارد شد از هراكليد نقل مىكند مىگويد هراكليد متوجه تاثير مفهوم جريان در مفهوم رودخانه شده است .
ولى حقيقت اين است كه هيچيك از حكماء قديم يونان و حكماء دوره اسلامى و حكماء جديد اروپا در اين قسمت با طرفداران ماترياليسم ديالكتيك شريك نيستند از دانشمندان جديد اروپا فقط هگل نيمه دوم قرن هيجدهم و نيمه اول قرن نوزدهم ميلادى را مىتوان نام برد كه چنين عقيده اى داشته است و از دانشمندان دوره اسلامى تنها محقق جلال الدين دوانى قرن دهم هجرى عقيده خاصى در باب علم دارد كه همين نتيجه را مىدهد اشتباه اساسى ماترياليسم ديالكتيك هم همين جا است .
اين آقايان گمان كردهاند كه اگر يك مفهوم حقيقت و مطابق با واقع باشد بايد خاصيت مصداق خود را داشته باشد و چون مصداقهاى خارجى خاصيت تكامل و تاثير متقابل را دارند عين اين دو خاصيت بايد در مفاهيم ذهنى موجود باشد و الا با واقع مطابق نخواهند بود غافل از اينكه اگر بنا شود مفهوم خاصيت مصداق خود را داشته باشد بايد تمام خاصيتهاى او را داشته باشد و در اين صورت اين مفهوم مفهوم شىء خارجى نيست بلكه خود يك واقعيتى است در عرض آن واقعيت و ساير واقعيتهاى طبيعت .
كسانى كه به منطق و فلسفه قديم كه اين آقايان آنها را كهنه و جامد مىخوانند آشنائى دارند مىدانند كه در مبحث معروف وجود ذهنى كه از غامضترين و پيچيده ترين مسائل است شبهه معروفى هست كه اساس آن شبهه با اين اشتباهى كه ماترياليسم ديالكتيك در باب حقيقت دچار آن شده است يكى است آن شبهه اينست اگر عين ماهيت معلوم در ذهن موجود شود يعنى اگر مفهوم ذهنى حقيقت و مطابق با واقع باشد ناچار بايد تصورات ذهنى مصداق ماهيت معلوم باشند و قهرا تمام خواص و آثارى كه ساير مصاديق دارند داشته باشند مثلا اگر يك جوهرى از جواهر يا كمى از كميات يا كيفى از كيفيات جسمانى را تصور كنيم لازم است كه تصور ما خودش