پاسخ
چنان كه در پاسخ اشكالات گذشته گفته شد ما نمىخواهيم انجام گرفتن يك عمل فيزيكى را در مغز انكار نمائيم يا تحول و تغير را از ماده و ماديات نفى كنيم بلكه سخن ما فقط مربوط به مفهوم
شرح
مثلا دستگاه نوار مغناطيسى اين خاصيت را دارد كه كلماتى كه در برابر ميكروفون ادا مىشود در خود ضبط مىكند يعنى اثرى از آنها در نقطه هاى مخصوص پيدا مىشود كه هر وقت آن نقطه با عوامل خاص فنى تهييج بشود درست صدائى مانند همان صداى اصلى كه در برابر ميكروفون پيدا شده توليد مىكند و اينطور نيست كه هميشه صوت با حالت صوتى در نوار موجود باشد فقط وقتى به حالت صوتى موجود مىشود كه نقطه مخصوص تهييج شود مغز هم عينا همينطور است اگر تاثيرات خارجى بر سلسله عصبى وارد شد سلسله عصبى عكس العملى توليد مىكند اين عكس العمل همان خاصيت ادراك كردنست و پس از آن اثرى از آن در يك نقطه معين مغز باقى مىماند و كيفيت اين اثر معلوم نيست اينقدر معلوم است در حال عدم توجه كه مغز در باره شىء ادراك شده فعاليتى نمىكند ادراك با حالت ادراكى نمىتواند موجود باشد لكن هر وقت آن نقطه معين تهييج شد ادراك اولى دوباره توليد مىگردد .
اين بود خلاصه نظريه مادى بودن حافظه بر اين نظريه چند ايراد مهم وارد است 1 اينكه مطابق اين نظريه بايد هر مفهوم ذهنى را بيك يا چند سلول معين اختصاص بدهيم و اين قابل قبول نيست زيرا اولا بديهى است كه هنگام ادراك يا به يادآوردن يك مفهوم تنها يك يا چند سلول به كار نمىافتد مثلا هنگام ديدن چيزى تمام سلولهاى باصره به كار مىافتد و هنگام ديدن چيز ديگر باز همان سلولها به فعاليت مىپردازد و همچنين هنگام به يادافتادن يا شنيدن و غيره و نظر به ورود امثال اين ايراد است كه خود ماديين در صحت اين نظريه اظهار ترديد كردهاند دكتر ارانى در پسيكولوژى صفحه 100 مىگويد روح هر وقت ميتواند توليد تجسمات كند مثلا ميتواند يك مرد يا يك سگ را با تمام يا اغلب صفات مجسم نمايد ترتيب توليد اين شكل مجسم در روح هنوز به وسائل علمى معين نشده و عقايد مختلفه در اين باب موجود است مثلا اگر فرض كنيم پس از ديدن