هيچ پاسخى به هيچ پرسشى هيچ ابطالى به هيچ اثباتى هيچ ذيلى به هيچ صدرى ارتباط نخواهد داشت البته هيچگاه وجدان سالم زير بار اين گونه تشكيك و سفسطه نخواهد رفت .
شرح
فراموشى واضح است يعنى تغييراتى است كه در ماده عصبى حاصل مىشود اختلاف اشخاص از لحاظ قدرت حافظه مربوط به وضع ماده عصبى آنها است .
دكتر ارانى مىگويد قدرت حافظه يك شخص منوط به قدرتى است كه ماده عصبى وى در مقابل حفظ تغييرات دارد هر قدر وضعيت تغيير را بتواند نگاهدارى كند قدرت حافظه بيشتر خواهد بود .
2 عروض امراض حافظه اى كه در اثر اختلالات مخصوص در دستگاه مغز حاصل مىشود بسيار اتفاق افتاده كه يكنفر در اثر يك مرض يا در اثر يك ضربه محكم كه بر مغزش وارد شده تمام خاطرات گذشته يا قسمتى از آنها را به كلى از ياد برده است بعضى از مصدومين ايام جنگ كه به سختى قسمت سر و جمجمه آنها مصدوم شده بود پس از بهبودى پدر و مادر و فاميل و شهرى كه در آنجا بزرگ شده بودند و حتى نام خود را به كلى از ياد برده بودند پس معلوم مىشود كه حافظه يك امر مادى است كه در اثر وقوع اختلال در دستگاه مغز به كلى از بين ميرود .
پاسخ اين استدلال اينست كه هر چند حافظه غير مادى است يعنى صور ادراكى در ما وراء ماده نگاهدارى مىشود ولى تذكر يادآورى كه عبارت است از حاضر ساختن صور ادراكى در صفحه آشكار ذهن يك نوع فعل كار است و در فلسفه ثابت شده است كه روح در فعل و كار خود احتياج به ماده دارد و ماده را بعنوان آلت فعل استخدام مىكند على هذا فراموشيها چه آنهايى كه بواسطه طول مدت در حال عادى پيدا مىشود و چه آنهايى كه بواسطه اختلالات مغزى حاصل مىشود نه از اين جهت است كه خاطرات ذهنى به كلى معدوم شده است بلكه تنها از اين جهت است كه قدرت يادآورى روح براى احضار آنها در سطح ذهن بواسطه فقدان آلت فعل از بين رفته است .
برگسون دانشمند بزرگ قرن بيستم به نقل مرحوم فروغى مىگويد فرق است بين حافظه و ذاكره حافظه يعنى آنچه تصوير اشياء و معانى را در ياد نگاه مىدارد امر مادى و خاصيت دماغ نيست بلكه به عكس است يعنى ماده حاجب حافظه و مايه فراموشى است و فقط ذاكره است كه عمل دماغ است تصاوير اشياء و معانى همواره در حافظه مضبوط است و هيچگاه محو